همبستگی، اتحاد، اتفاق، همدلی، باهمبودن، صمیمیت جمعی
تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)
The festival created a strong feeling of togetherness among the people of the town.
جشنواره حس همبستگی قدرتمندی میان مردم شهر ایجاد کرد.
Spending evenings with the family gave him a deep sense of warmth and togetherness.
وقتگذرانیهای شبانه با خانواده، احساس گرما و صمیمیت عمیقی برای او به همراه داشت.
از آنجا که فستدیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاهها و دانشجویان استفاده میشود، برای رفرنس به این صفحه میتوانید از روشهای ارجاع زیر استفاده کنید.
شیوهی رفرنسدهی:
معنی لغت «togetherness» در فستدیکشنری. مشاهده در تاریخ ۲۷ دی ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/togetherness