آیکن بنر

امکانات مترجم و هوش مصنوعی فعال و در دسترس هستند

امکانات مترجم و هوش مصنوعی فعال و در دسترس هستند

خرید اشتراک
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۲۹ مرداد ۱۴۰۳

      Show Up

      ˈʃoʊˈəp ʃəʊʌp

      گذشته‌ی ساده:

      showed up

      شکل سوم:

      shown up

      سوم‌شخص مفرد:

      shows up

      وجه وصفی حال:

      showing up

      توضیحات:

      همچنین در معنای اول می‌توان از show به‌جای show up استفاده کرد.

      همچنین می‌توان از showed up به‌جای shown up استفاده کرد.

      معنی show up | جمله با show up

      phrasal verb informal B1

      رسیدن، حاضر شدن، حضور یافتن، سروکله‌ی کسی پیدا شدن

      She didn't expect him to show up at the party so late.

      انتظار نداشت که او اینقدر دیر به مهمانی برسد.

      Despite the rain, many fans chose to show up for the concert.

      باوجود بارش باران، بسیاری از هواداران ترجیح دادند در کنسرت حاضر شوند.

      phrasal verb

      خجالت دادن، شرمسار کردن، شرمنده کردن، خجالت‌زده کردن

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      هوش مصنوعی فست دیکشنری

      I hope I don't accidentally show up my parents in front of their friends.

      امیدوارم پدر و مادرم را سهواً جلوی دوستانشان شرمنده نکنم.

      Please don't show up your little sister in front of her friends.

      لطفاً خواهر کوچک خود را در مقابل دوستانش خجالت‌زده نکنید.

      phrasal verb verb - intransitive verb - transitive

      آشکار کردن، نمایان کردن، فاش کردن، مشخص کردن

      Don't try to hide the truth, eventually it will show up.

      سعی نکنید حقیقت را پنهان کنید، در نهایت آشکار خواهد شد.

      I hope my boss doesn't show up my mistakes in front of everyone.

      امیدوارم رئیسم اشتباهات من را جلوی همه فاش نکند.

      پیشنهاد بهبود معانی

      انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد show up

      1. verb arrive, attend
        Synonyms:
        come get in reach turn up show get appear make an appearance attend be visible put in appearance be conspicuous blow in stand out
        Antonyms:
        leave depart miss be absent
      1. verb expose, embarrass
        Synonyms:
        reveal discover highlight shame unmask debuk lay bare convict defeat invalidate discredit pinpoint embarrass mortify show in bad light belittle put to shame uncloak undress unshroud worst let down
        Antonyms:
        hide conceal secrete

      سوال‌های رایج show up

      گذشته‌ی ساده show up چی میشه؟

      گذشته‌ی ساده show up در زبان انگلیسی showed up است.

      شکل سوم show up چی میشه؟

      شکل سوم show up در زبان انگلیسی shown up است.

      وجه وصفی حال show up چی میشه؟

      وجه وصفی حال show up در زبان انگلیسی showing up است.

      سوم‌شخص مفرد show up چی میشه؟

      سوم‌شخص مفرد show up در زبان انگلیسی shows up است.

      ارجاع به لغت show up

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «show up» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۶ خرداد ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/show-up

      لغات نزدیک show up

      • - show the white feather
      • - show trial
      • - show up
      • - show willing
      • - show window
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه
      ما هم مثل شما، دنبال راه حل هستیم

      ما هم مثل شما، دنبال راه حل هستیم

      تفاوت till و until چیست؟

      تفاوت till و until چیست؟

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      case in point casita catch up on something change your mind chemical circumnavigate prance calm shopping basket magnitude bushed plausibility satisfactorily scalpel pentagon جنده حشرات خاور رابطه‌ی جنسی یک‌شبه سستی سیار شرمگاه لثه او عالم آسیب‌شناسی آغازین اسب‌سوار استعفا امتحان کننده
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.