آیکن بنر

هزینه‌ی اشتراک‌ها در تاریخ ۲۰ شهریور به‌روزرسانی می‌شوند.

به‌روزرسانی هزینه‌ی اشتراک‌ها در تاریخ ۲۰ شهریور

خرید با قیمت فعلی
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    اکستنشن مرورگرها مشاهده
    افزونه‌ی کروم افزونه‌ی فایرفاکس افزونه‌ی مایکروسافت اج
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
    ابزار تصحیح رایتینگ آیلتس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۱۳ آذر ۱۴۰۲

      Puncture

      ˈpʌŋktʃər ˈpʌŋktʃə

      گذشته‌ی ساده:

      punctured

      شکل سوم:

      punctured

      سوم‌شخص مفرد:

      punctures

      وجه وصفی حال:

      puncturing

      شکل جمع:

      punctures

      معنی puncture | جمله با puncture

      noun verb - transitive

      سوراخ، پنچر، سوراخ کردن، پنچر شدن

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      تصحیح آیلتس
      مترجم متن با هوش مصنوعی ابزار فست‌دیکشنری · انگلیسی، آلمانی، فرانسوی و...
      امتحان کن

      The dagger punctured his lungs.

      خنجر ریه‌ی او را سوراخ کرد.

      The bicycle tire was punctured.

      تایر دوچرخه پنچر شد.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      Those defeats punctured his pride.

      آن شکست‌ها غرور او را فرونشاند.

      پیشنهاد بهبود معانی

      انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد puncture

      1. noun hole, rupture
        Synonyms:
        opening break cut damage leak perforation slit nick stab jab prick flat flat tire
      1. verb poke hole in
        Synonyms:
        pierce bore drill cut penetrate prick punch knife open lacerate nick perforate rupture deflate go flat go down cut through lance riddle
        Antonyms:
        close sew
      1. verb deflate someone’s idea, feelings
        Synonyms:
        discourage disprove discredit humble flatten take down a peg disillusion take wind out of sails knock props from under poke full of holes shoot full of holes explode knock bottom out blow sky high
        Antonyms:
        build up

      سوال‌های رایج puncture

      گذشته‌ی ساده puncture چی میشه؟

      گذشته‌ی ساده puncture در زبان انگلیسی punctured است.

      شکل سوم puncture چی میشه؟

      شکل سوم puncture در زبان انگلیسی punctured است.

      شکل جمع puncture چی میشه؟

      شکل جمع puncture در زبان انگلیسی punctures است.

      وجه وصفی حال puncture چی میشه؟

      وجه وصفی حال puncture در زبان انگلیسی puncturing است.

      سوم‌شخص مفرد puncture چی میشه؟

      سوم‌شخص مفرد puncture در زبان انگلیسی punctures است.

      ارجاع به لغت puncture

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «puncture» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۱۳ شهریور ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/puncture

      لغات نزدیک puncture

      • - punctuation mark
      • - punctulate
      • - puncture
      • - pundit
      • - pung
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه

      تفاوت Rap و Hip Hop چیست؟

      تفاوت attain و obtain چیست؟

      تفاوت am و pm چیست؟

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      headwind cablet lime-twig acyclic bread mold regional center outbid uniplanar Benue danseuse gameness pentosan overdress inside joke why not سپتامبر سوغاتی سوغات شمع اردیبهشت سوت فروردین بودن ادویه پیوسته نیل قالب طفل غرور گنجینه
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت اکستنشن مرورگرها خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز تست سطح زبان انگلیسی
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس ابزار تصحیح رایتینگ آیلتس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.