شکل جمع:
punditsصاحبنظر، کارشناس، متخصص، خبره، مفسر، واردبهکار
The political pundit offered a sharp analysis of the election results on the evening news.
صاحبنظر سیاسی در اخبار شبانگاهی تحلیل دقیقی از نتایج انتخابات ارائه داد.
While the economic pundit's forecast on global inflation was widely cited, subsequent data revealed a divergence from his initial predictions.
درحالیکه پیشبینی کارشناس اقتصادی در مورد تورم جهانی بهطور گستردهای مورد استناد قرار گرفت، دادههای بعدی نشاندهندهی انحراف از پیشبینیهای اولیهی او بود.
دین (انگلیسی هندی) کشیش هندو، فقیه برهمایی
تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)
She consulted the pundit for guidance on the ancient scriptures.
او برای راهنمایی در مورد متون مقدس باستانی با کشیش هندو مشورت کرد.
While exploring the historical significance of Vedic rituals, it is imperative to consider the interpretations offered by prominent Hindu pundits over centuries.
هنگام بررسی اهمیت تاریخی آیینهای ودا، ضروری است تفاسیر ارائهشده توسط فقیهان برجستهی هندو در طول قرون را در نظر گرفت.
از آنجا که فستدیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاهها و دانشجویان استفاده میشود، برای رفرنس به این صفحه میتوانید از روشهای ارجاع زیر استفاده کنید.
شیوهی رفرنسدهی:
معنی لغت «pundit» در فستدیکشنری. مشاهده در تاریخ ۱۲ مهر ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/pundit