آیکن بنر

امکانات مترجم و هوش مصنوعی فعال و در دسترس هستند

امکانات مترجم و هوش مصنوعی فعال و در دسترس هستند

خرید اشتراک
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله
    • مترادف و متضاد
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: جمعه ۱۶ آبان ۱۴۰۴

      آلودگی به انگلیسی

      معنی و نمونه‌جمله

      اسم
      فونتیک فارسی / aaloodegi /

      uncleanness, being dirty, dirtiness, impurity, contamination, defilement, filthiness, foulness, taint

      uncleanness

      being dirty

      dirtiness

      impurity

      contamination

      defilement

      filthiness

      foulness

      taint

      ناپاکی

      او درباره‌ی آلودگی ناشی از ضایعات صنعتی صحبت کرد.

      He spoke about the uncleanness caused by industrial waste.

      باید آلودگی خیابان‌های شهر را رفع کنیم.

      We need to address the dirtiness in the city streets.

      اسم
      فونتیک فارسی / aaloodegi /

      pollution, contamination

      pollution

      contamination

      آلوده‌شدگی

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      جای تبلیغ شما در فست دیکشنری

      آلودگی در گَنگ به مسئله‌ی زیست‌محیطی مهمی تبدیل شده است.

      Pollution in the Ganges has become a significant environmental issue.

      آلودگی آب به مواد شیمیایی

      the contamination of water with chemicals

      اسم
      فونتیک فارسی / aaloodegi /

      مجازی moral corruption, addiction

      moral corruption

      addiction

      عادات زشت

      رمان به موضوع آلودگی اخلاقی در جامعه می‌پردازد.

      The novel explores the theme of moral corruption in society.

      جامعه برای غلبه بر آلودگی اخلاقی که آن را گرفتار کرده بود، مبارزه کرد.

      The community struggled to overcome the moral corruption that plagued it.

      پیشنهاد بهبود معانی

      مترادف و متضاد آلودگی

      با کلیک بر روی هر مترادف یا متضاد، معنی آن را مشاهده کنید.

      مترادف:
      پلیدی کثافت ناپاکی
      متضاد:
      تمیزی عصمت
      مترادف:
      فجور فسق گناه
      مترادف:
      آغشتگی آلوده شدن درگیری
      مترادف:
      دین قرض وامداری
      مترادف:
      به‌انحطاطکشیده‌شدن منحطشدن

      ارجاع به لغت آلودگی

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «آلودگی» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۶ خرداد ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/آلودگی

      لغات نزدیک آلودگی

      • - آلوچه جنگلی
      • - آلودگر
      • - آلودگی
      • - آلودگی آب
      • - آلودگی پیدا کردن
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه
      ما هم مثل شما، دنبال راه حل هستیم

      ما هم مثل شما، دنبال راه حل هستیم

      تفاوت till و until چیست؟

      تفاوت till و until چیست؟

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      case in point casita catch up on something change your mind chemical circumnavigate prance calm shopping basket magnitude bushed plausibility satisfactorily scalpel pentagon جنده حشرات خاور رابطه‌ی جنسی یک‌شبه سستی سیار شرمگاه لثه او عالم آسیب‌شناسی آغازین اسب‌سوار استعفا امتحان کننده
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.