آیکن بنر

ایرانیان عزیز، متاسفانه به علت اختلالات اینترنت، برخی امکانات اختلال دارند.

ایرانیان عزیز، متاسفانه به علت اختلالات اینترنت، برخی امکانات اختلال دارند :(

:(
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • Collocations
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۲۴ بهمن ۱۴۰۴

      Levy

      ˈlevi ˈlevi

      مصدر:

      to levy

      گذشته‌ی ساده:

      levied

      شکل سوم:

      levied

      سوم‌شخص مفرد:

      levies

      وجه وصفی حال:

      levying

      شکل جمع:

      levies

      معنی levy | جمله با levy

      noun countable C1

      اقتصاد کسب‌وکار مالیات، خراج

      link-banner

      لیست کامل لغات دسته‌بندی شده‌ی اقتصاد

      مشاهده

      The government imposed a new levy on cigarettes to reduce smoking.

      دولت مالیات جدیدی بر سیگار وضع کرد تا مصرف آن را کاهش دهد.

      The levy collected from businesses will be used to improve public services.

      مالیات جمع‌آوری شده از کسب‌وکارها برای بهبود خدمات عمومی استفاده خواهد شد.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      They levy the taxes every six months.

      آن‌ها هرشش ماه مالیات گردآوری می‌کنند.

      New taxes are going to be levied on cigarettes.

      مالیات‌های جدیدی به سیگار بسته خواهد شد.

      to make a levy on meat

      مالیات بستن به گوشت

      verb - transitive C1

      اقتصاد کسب‌وکار وصول مالیات، مالیات بستن بر (رسماً مالیات یا مبلغی را از شخص یا سازمان مطالبه کردن)

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      نرم افزار اندروید فست دیکشنری

      The government levies a tax on all imported goods.

      دولت بر تمام کالاهای وارداتی مالیات وضع می‌کند.

      They levied a fine on the company for violating environmental regulations.

      آن‌ها جریمه‌ای برای شرکت به دلیل نقض مقررات زیست‌محیطی وضع کردند.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      to levy a heavy fine

      جریمه‌ی سنگین کردن

      The levy were stealing from the farmers.

      مشمولان از کشاورزان دزدی می‌کردند.

      The levy of soldiers took two weeks.

      سربازگیری دو هفته طول کشید.

      Young men were levied and put on old ships.

      مردان جوان را به خدمت نظام می‌گرفتند و بر کشتی‌های کهنه می‌گماشتند.

      پیشنهاد بهبود معانی

      انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد levy

      1. noun assessment, tax
        Synonyms:
        tax fee duty toll collection tariff burden impost custom excise imposition exaction gathering muster
      1. verb assess, impose
        Synonyms:
        charge impose tax demand raise collect exact lay on put on place call summon gather call up wring wrest extort
        Antonyms:
        veto disapprove

      Collocations

      levy war (against or upon)

      اقدام به جنگ (علیه کسی) کردن

      introduce a levy

      وضع عوارض، اعمال مالیات جدید

      levy a tax

      مالیات وضع کردن، مالیات بستن

      سوال‌های رایج levy

      گذشته‌ی ساده levy چی میشه؟

      گذشته‌ی ساده levy در زبان انگلیسی levied است.

      شکل سوم levy چی میشه؟

      شکل سوم levy در زبان انگلیسی levied است.

      شکل جمع levy چی میشه؟

      شکل جمع levy در زبان انگلیسی levies است.

      وجه وصفی حال levy چی میشه؟

      وجه وصفی حال levy در زبان انگلیسی levying است.

      سوم‌شخص مفرد levy چی میشه؟

      سوم‌شخص مفرد levy در زبان انگلیسی levies است.

      ارجاع به لغت levy

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «levy» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۸ اسفند ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/levy

      لغات نزدیک levy

      • - levulin
      • - levulose
      • - levy
      • - levy a tax
      • - levy en masse
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه
      تفاوت till و until چیست؟

      تفاوت till و until چیست؟

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

      لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      appalachian tea mixture niche electroencephalogram eschewal hyperbolism horsepox northwestwardly jollification heulandite paullownia reveal a talent Ridiculously small substantial number (of) grind رفع خستگی کردن رنگارنگ رنگ‌کار روال جنت حافظه حر خستگی دل بستن دل کندن دوران نوزیستی ژرف‌کاو جناغ پیاده شدن ترحیمی
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.