Exaction

ɪgˈzækʃn̩ ɪɡˈzækʃn̩
آخرین به‌روزرسانی:

معنی

noun
مطالبه به‌زور، تحمیل، سخت‌گیری، اخاذی

تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

نرم افزار اندروید فست دیکشنری
پیشنهاد بهبود معانی

مترادف و متضاد exaction

  1. noun extortion
    Synonyms:
    blackmail demand claim requisition expropriation levying call cry
  1. noun something exacted
    Synonyms:
    charge fee toll levy ransom

ارجاع به لغت exaction

از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

کپی

معنی لغت «exaction» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۱۴ فروردین ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/exaction

لغات نزدیک exaction

پیشنهاد بهبود معانی