آیکن بنر

ایرانیان عزیز، متاسفانه به علت اختلالات اینترنت، برخی امکانات اختلال دارند.

ایرانیان عزیز، متاسفانه به علت اختلالات اینترنت، برخی امکانات اختلال دارند :(

:(
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۴ مهر ۱۴۰۲

      Call Up

      ˈkɒlˈəp kɔːlʌp

      توضیحات:

      شکل نوشتاری این لغت در حالت اسم (Noun): call-up

      معنی call up | جمله با call up

      phrasal verb verb - transitive informal C2

      انگلیسی آمریکایی زنگ زدن، تلفن کردن

      I need to call up my mom to tell her I'll be late for dinner.

      باید به مامانم زنگ بزنم تا بهش بگم شام دیر می‌آم.

      Can you call up the doctor's office and make an appointment for me?

      آیا می‌توانید به مطب دکتر تلفن کنید و برای من وقت بگیرید؟

      phrasal verb

      به خدمت فراخواندن، به خدمت احضار کردن (ارتش)

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      فست دیکشنری در ایکس

      The general decided to call up more soldiers to reinforce the front lines.

      ژنرال تصمیم گرفت سربازان بیشتری را برای تقویت خط مقدم به خدمت فرابخواند.

      As tensions escalated, the commander made the decision to call up all available forces and reinforce the military organization's defenses.

      با تشدید تنش‌ها، فرمانده تصمیم گرفت تا تمامی نیروهای موجود را احضار کند و توان دفاعی سازمان نظامی را تقویت کند.

      phrasal verb

      ورزش فراخواندن، دعوت کردن (تیم ملی)

      link-banner

      لیست کامل لغات دسته‌بندی شده‌ی ورزش

      مشاهده

      The coach decided to call up a new player for the national team.

      مربی تصمیم گرفت بازیکن جدیدی را به تیم ملی دعوت کند.

      The soccer federation will call up talented young players for the upcoming tournament.

      فدراسیون فوتبال بازیکنان جوان بااستعداد را برای مسابقات پیش‌رو فرا خواهد خواند.

      phrasal verb verb - transitive

      به یاد آوردن، تداعی کردن

      The old photograph called up memories of my childhood.

      عکس قدیمی خاطرات کودکی‌ام را به یادم می‌آورد.

      The smell of freshly baked cookies can call up images of my grandmother's kitchen.

      بوی شیرینی‌های تازه پخته‌شده می‌تواند خاطرات آشپزخانه‌ی مادربزرگم را تداعی کند.

      noun countable

      فراخوان، احضار (دستور پیوستن به سازمان نظامی)

      The soldier received his call-up and reported for duty at the designated time.

      سرباز فراخوان خود را دریافت کرد و در ساعت تعیین‌شده برای انجام وظیفه حاضر شد.

      The call-up notice required the soldier to report for training immediately.

      اعلان احضار سرباز را ملزم می‌کرد که فوراً برای آموزش حاضر شود.

      noun countable

      ورزش فراخوان، دعوت (تیم ملی)

      The young soccer player received his first call-up to the national team after an impressive season.

      این فوتبالیست جوان پس از یک فصل تأثیرگذار نخستین دعوت خود به تیم ملی را دریافت کرد.

      پیشنهاد بهبود معانی

      ارجاع به لغت call up

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «call up» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۷ اسفند ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/call-up-2

      لغات نزدیک call up

      • - call to the colors
      • - call together
      • - call up
      • - calla
      • - callable
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه
      تفاوت till و until چیست؟

      تفاوت till و until چیست؟

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

      لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      hand come out variant crook excess biological equalizer Americano equation Hispanic admissible algonquian allethrin amputator anti-tourism رفع خستگی کردن رنگارنگ رنگ‌کار روال جنت حافظه حر خستگی دل بستن دل کندن دوران نوزیستی ژرف‌کاو جناغ پیاده شدن ترحیمی
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.