آیکن بنر

فلش‌کارت به نرم‌افزارهای فست‌دیکشنری اضافه شد

فلش‌کارت به نرم‌افزارهای فست‌دیکشنری اضافه شد

به‌روزرسانی کنید
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
امکانات و اشتراک‌ها
ورود یا ثبت‌نام دیکشنری مترجم لغات من وبلاگ
دیکشنری مترجم لغات من
ابزارها
آخرین مطالب آموزشی مشاهده‌ی همه
آموزش گسترش متن / چگونه یک متن را گسترش دهیم؟ چگونه متن انگلیسی را پارافریز کنیم؟ تفاوت deflation و inflation چیست؟
ابزارهای هوش مصنوعی
بهبود گرامر بازنویسی توسعه خلاصه تغییر لحن تبدیل آدرس تصحیح رایتینگ آیلتس تست تعیین سطح لغت
مترجم زبان‌های دیگر
  • EN مترجم انگلیسی ترجمه‌ی انگلیسی به فارسی و برعکس
  • DE مترجم آلمانی ترجمه‌ی آلمانی به فارسی و برعکس
  • FR مترجم فرانسوی ترجمه‌ی فرانسوی به فارسی و برعکس
  • ES مترجم اسپانیایی ترجمه‌ی اسپانیایی به فارسی و برعکس
  • IT مترجم ایتالیایی ترجمه‌ی ایتالیایی به فارسی و برعکس
  • TR مترجم ترکی ترجمه‌ی ترکی به فارسی و برعکس
  • AR مترجم عربی ترجمه‌ی عربی به فارسی و برعکس
  • RU مترجم روسی ترجمه‌ی روسی به فارسی و برعکس
تبدیل عدد به حروف

برای تبدیل عدد به حروف، عدد خود را در بخش دیکشنری بنویسید.

رفتن به دیکشنری
نرم‌افزارها
  • نرم‌افزار اندروید
  • نرم‌افزار آی‌او‌اس
  • اکستنشن مرورگرها
تنظیمات
ورود یا ثبت‌نام وارد شوید یا رایگان ثبت‌نام کنید و از امکانات کامل، از جمله مترجم متن استفاده کنید. خرید اشتراک
  • نرم‌افزار اندروید
  • نرم‌افزار آی‌او‌اس
  • اکستنشن مرورگرها
  • وبلاگ
پشتیبانی
  • پشتیبانی از طریق ایمیل
  • فست‌دیکشنری در اینستاگرام
  • فست‌دیکشنری در اکس
    • معنی و نمونه‌جمله
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • Collocations
    • Idioms
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۵ آذر ۱۴۰۳

      Gift

      ɡɪft ɡɪft

      گذشته‌ی ساده:

      gifted

      شکل سوم:

      gifted

      سوم‌شخص مفرد:

      gifts

      وجه وصفی حال:

      gifting

      شکل جمع:

      gifts

      معنی gift | جمله با gift

      noun countable A2

      هدیه، کادو، پیشکش، ره‌آورد، تحفه

      link-banner

      لیست کامل لغات دسته‌بندی شده‌ی کاربردی پیشرفته

      مشاهده
      سطح لغات انگلیسیت رو بسنج آزمون فست‌دیکشنری · ۳۰ سوال · رایگان
      شروع تست

      He opened the gift with excitement.

      او با هیجان کادو را باز کرد.

      The charity event collected gifts for underprivileged children.

      در این مراسم خیریه هدایایی برای کودکان بی‌بضاعت جمع‌آوری شد.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      She received a beautiful gift for her birthday.

      او برای تولدش هدیه‌ی زیبایی دریافت کرد.

      noun countable informal

      مفت، مفت‌ومجانی، مفتکی، ساده، بی‌دردسر، عین آب خوردن (چیزی که به‌طرز شگفت‌آوری ارزان یا آسان است)

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      ‫متن بلند فارسی یا انگلیسی شما را در چند ثانیه خلاصه می‌کند‬

      The goal we received was a real gift.

      گلی که خوردیم خیلی مفت بود.

      The price of the shirt was unbelievable; it was a gift!

      قیمت پیراهن باورنکردنی بود؛ مفت‌ومجانی بود!

      noun countable C1

      استعداد، توانایی، قابلیت، توانمندی، موهبت، قریحه، قدرت خاص

      The musician's gift for playing the piano is truly remarkable.

      توانایی این نوازنده در نواختن پیانو واقعاً قابل‌توجه است.

      They recognized her gift in mathematics at an early age.

      آن‌ها استعداد او در ریاضیات را از سنین پایین تشخیص دادند.

      verb - transitive

      اعطا کردن، پیشکش کردن، هدیه دادن، کادو دادن، بخشیدن، تقدیم کردن

      She gifted me a beautiful handmade scarf for my birthday.

      او برای تولدم به من شال‌گردن دست‌باف زیبایی هدیه داد.

      I want to gift you my favorite painting as a token of appreciation.

      به نشانه‌ی قدردانی از شما، می‌خواهم نقاشی مورد علاقه‌ام را به شما تقدیم کنم.

      پیشنهاد بهبود معانی

      انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد gift

      1. noun something given freely, for no recompense
        Synonyms:
        donation contribution present allowance benefit bonus grant reward offering charity favor premium handout subsidy boon largesse alms bounty provision hand tip token remembrance award legacy souvenir tribute ration relief endowment bestowal goodie dispensation philanthropy presentation subscription gratuity honorarium benefaction bequest pittance write-off remittance giveaway oblation offertory lagniappe fairing hand-me-down libation
        Antonyms:
        loss penalty forfeit
      1. noun talent, aptitude
        Synonyms:
        ability capacity aptitude capability power faculty genius knack flair bent attribute leaning endowment forte specialty attainment accomplishment set acquirements propensity turn head nose instinct numen

      Collocations

      a deed of gift

      هبه نامه

      the gift of gab

      استعداد خوش‌بیانی، دهان‌گرمی، خوش‌صحبتی

      Idioms

      to look a gift horse in the mouth

      از هدیه‌ی دریافتی عیب گرفتن، دندان اسب پیش‌کشی را شمردن

      سوال‌های رایج gift

      گذشته‌ی ساده gift چی میشه؟

      گذشته‌ی ساده gift در زبان انگلیسی gifted است.

      شکل سوم gift چی میشه؟

      شکل سوم gift در زبان انگلیسی gifted است.

      شکل جمع gift چی میشه؟

      شکل جمع gift در زبان انگلیسی gifts است.

      وجه وصفی حال gift چی میشه؟

      وجه وصفی حال gift در زبان انگلیسی gifting است.

      سوم‌شخص مفرد gift چی میشه؟

      سوم‌شخص مفرد gift در زبان انگلیسی gifts است.

      ارجاع به لغت gift

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «gift» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۹ آبان ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/gift

      لغات نزدیک gift

      • - Giemsa stain
      • - GIF
      • - gift
      • - gift box
      • - gift certificate
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه

      آموزش گسترش متن / چگونه یک متن را گسترش دهیم؟

      چگونه متن انگلیسی را پارافریز کنیم؟

      تفاوت deflation و inflation چیست؟

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      hemi hydr hydro nitro Sino- steno Very light tomentose tramroad thermometric southernwood snail darter skelton stone suf تحسین‌آمیز مهار کردن شیروخورشید کاستن جلوگیری کردن دیپلمات دیپلماتیک رونق سوسیالیسم سوسیال دموکرات فاشیسم مانده منتفی آفند آفندی
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت اکستنشن مرورگرها خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز تست سطح زبان انگلیسی
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس ابزار تصحیح رایتینگ آیلتس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.