آیکن بنر

افزونه‌ی کروم فست‌دیکشنری به‌روزرسانی شد

افزونه‌ی فست‌دیکشنری به‌روزرسانی شد

تست کنید
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی‌ها و نمونه‌جمله‌ها
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
    آخرین به‌روزرسانی: ۱۱ مهر ۱۴۰۴

    Forte

    ˈfɔːrt ˈfɔːrteɪ ˈfɔːteɪ

    شکل جمع:

    fortes

    معنی forte | جمله با forte

    noun singular countable

    توانایی ویژه، نقطه‌ی قوت، استعداد خاص، مهارت برجسته، زمینه‌ی تخصصی

    Playing the violin is not her forte, but she enjoys learning it anyway.

    نواختن ویولن نقطه‌ی قوت او نیست، اما بااین‌حال از یادگیری آن لذت می‌برد.

    Designing websites is my forte, so I often help friends with their projects.

    طراحی وب‌سایت زمینه‌ی تخصصی من است، بنابراین اغلب به دوستانم در پروژه‌هایشان کمک می‌کنم.

    نمونه‌جمله‌های بیشتر

    His forte is in geography.

    چیرگی او در جغرافیا است.

    Self-restraint has never been his forte.

    خودداری هرگز صفت برجسته‌ی او نبوده است.

    noun singular countable

    ورزش (شمشیربازی) فورته (قوی‌ترین بخش شمشیر، بین وسط شمشیر تا دسته‌ی آن)

    link-banner

    لیست کامل لغات دسته‌بندی شده‌ی ورزش

    مشاهده

    تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

    جای تبلیغ شما در فست دیکشنری

    Using the forte properly can help defend against stronger opponents.

    استفاده صحیح از فورته می‌تواند در دفاع مقابل حریفان قوی‌تر کمک کند.

    He practiced strikes targeting the opponent’s forte to gain an advantage.

    او ضربه‌هایی تمرین کرد که فورته‌ی حریف را هدف می‌گرفت تا برتری کسب کند.

    noun countable

    موسیقی فورته (قسمت بلند یا قوی موسیقی)

    The orchestra reached a powerful forte at the end of the performance.

    ارکستر در پایان اجرا به فورته‌ای قدرتمند رسید.

    The conductor signaled a sudden forte to emphasize the climax.

    رهبر ارکستر، فورته‌ای ناگهانی را علامت داد تا اوج را برجسته کند.

    adverb

    موسیقی فورته، با شدت زیاد، بلند (در اجرا)

    مخفف نوشتاری: f

    During rehearsals, the conductor asked the flutes to play forte.

    درطول تمرین‌ها، رهبر ارکستر از فلوت‌ها خواست با فورته بنوازند.

    Mark the chorus forte to emphasize the climactic moment.

    بخش کورس را با فورته علامت‌گذاری کنید تا لحظه‌ی اوج برجسته شود.

    adjective

    موسیقی بلند، فورته

    The conductor asked for a clear distinction between forte and piano sections.

    رهبر ارکستر خواستار تمایز واضح بین بخش‌های فورته و پیانو شد.

    In the finale, the strings played a vigorous forte performance.

    در پایان‌بندی، سازهای زهی، اجرایی قوی و فورته داشتند.

    پیشنهاد بهبود معانی

    انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد forte

    1. noun person’s strong point
      Synonyms:
      strength ability talent gift aptitude faculty competence effectiveness speciality strong suit long suit thing ableness efficiency métier medium eminency oyster
      Antonyms:
      weakness

    سوال‌های رایج forte

    شکل جمع forte چی میشه؟

    شکل جمع forte در زبان انگلیسی fortes است.

    ارجاع به لغت forte

    از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

    شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

    کپی

    معنی لغت «forte» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۱۸ دی ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/forte

    لغات نزدیک forte

    • - fort worth
    • - fortalice
    • - forte
    • - fortepiano
    • - forth
    پیشنهاد بهبود معانی

    آخرین مطالب وبلاگ

    مشاهده‌ی همه
    تفاوت till و until چیست؟

    تفاوت till و until چیست؟

    لغات تنیس به انگلیسی

    لغات تنیس به انگلیسی

    لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

    لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

    لغات تصادفی

    اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

    repatriation prob loosely ageusia multifaceted radiant take on quark gluon to make a long story short jump the gun to each his own think back tito tin مقرب غبار غربال غله خبیث خبث خندق قافله غلاف قفل دیلدو ذوب راگبی رئیس هیئت‌مدیره روانی
    بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
    فست دیکشنری
    فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

    فست دیکشنری
    دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز
    مترجم‌ها
    ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
    ابزارها
    ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
    وبلاگ
    وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
    قوانین و ارتباط با ما
    پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
    فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
    فست دیکشنری در اینستاگرام
    فست دیکشنری در توییتر
    فست دیکشنری در تلگرام
    فست دیکشنری در یوتیوب
    فست دیکشنری در تیکتاک
    تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
    © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.