به علت به‌روزرسانی سرورها، ممکن است برخی از بخش‌های وب‌سایت و نرم‌افزارهای فست دیکشنری در دسترس نباشند.

Benefaction

ˌbenəˈfækʃn ˌbenəˈfækʃn
آخرین به‌روزرسانی:

معنی

  • noun
    نیکی، احسان، بخشش، کرم
پیشنهاد بهبود معانی

تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

مترادف و متضاد benefaction

  1. noun charitable donation
    Synonyms: donation, legacy, gift, aid, endowment, relief, contribution, alms
  2. noun good deed
    Synonyms: favor, charity, good turn, kindness, benevolence, generosity, philanthropy, assistance

ارجاع به لغت benefaction

از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

کپی

معنی لغت «benefaction» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۳۰ خرداد ۱۴۰۳، از https://fastdic.com/word/benefaction

لغات نزدیک benefaction

پیشنهاد بهبود معانی