آیکن بنر

امکانات مترجم و هوش مصنوعی فعال و در دسترس هستند

امکانات مترجم و هوش مصنوعی فعال و در دسترس هستند

خرید اشتراک
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۱۳ آذر ۱۴۰۲

      Ration

      ˈræ- / / ˈreɪ- ˈræʃn

      گذشته‌ی ساده:

      rationed

      شکل سوم:

      rationed

      سوم‌شخص مفرد:

      rations

      وجه وصفی حال:

      rationing

      شکل جمع:

      rations

      معنی ration | جمله با ration

      noun verb - transitive

      (نظامی) جیره، مقدار جیره روزانه، سهم، خارج قسمت،سهمیه، سهم دادن، جیره‌بندی کردن

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      همگام سازی در فست دیکشنری

      Everyone has a sugar ration of 3 kilograms.

      سهمیه‌ی شکر هر نفر 3 کیلو است.

      My mother cooked three days' rations.

      مادرم خوراک سه‌روزه پخت.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      The sailors were given their ration.

      جیره‌ی ملوانان داده شد.

      Sugar was rationed during the war.

      در زمان جنگ شکر جیره‌بندی شده بود.

      to ration the inhabitants of a besieged city

      ساکنان شهر محاصره شده را جیره‌بندی کردن

      We were rationed to two eggs a week.

      هفته‌ای دو تخم‌مرغ به ما جیره می‌دادند.

      They rationed out food to thousands of refugees.

      بین هزاران آواره خوراک تقسیم کردند.

      پیشنهاد بهبود معانی

      انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد ration

      1. noun allotment of limited supply
        Synonyms:
        share part portion allowance quota assignment distribution division measure supply bit cut food provision helping dole quantum store apportionment consignment meed piece of action drag provender
        Antonyms:
        whole
      1. verb divide something into portions
        Synonyms:
        distribute share allocate assign give out deal allot apportion divvy divvy up parcel parcel out mete mete out proportion prorate issue dole quota budget control limit restrict save conserve measure out
        Antonyms:
        gather collect

      سوال‌های رایج ration

      گذشته‌ی ساده ration چی میشه؟

      گذشته‌ی ساده ration در زبان انگلیسی rationed است.

      شکل سوم ration چی میشه؟

      شکل سوم ration در زبان انگلیسی rationed است.

      شکل جمع ration چی میشه؟

      شکل جمع ration در زبان انگلیسی rations است.

      وجه وصفی حال ration چی میشه؟

      وجه وصفی حال ration در زبان انگلیسی rationing است.

      سوم‌شخص مفرد ration چی میشه؟

      سوم‌شخص مفرد ration در زبان انگلیسی rations است.

      ارجاع به لغت ration

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «ration» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۶ خرداد ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/ration

      لغات نزدیک ration

      • - ratiocinative
      • - ratiocinator
      • - ration
      • - rational
      • - rational fraction
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه
      ما هم مثل شما، دنبال راه حل هستیم

      ما هم مثل شما، دنبال راه حل هستیم

      تفاوت till و until چیست؟

      تفاوت till و until چیست؟

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      case in point casita catch up on something change your mind chemical circumnavigate prance calm shopping basket magnitude bushed plausibility satisfactorily scalpel pentagon جنده حشرات خاور رابطه‌ی جنسی یک‌شبه سستی سیار شرمگاه لثه او عالم آسیب‌شناسی آغازین اسب‌سوار استعفا امتحان کننده
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.