آیکن بنر

ایرانیان عزیز، متاسفانه به علت اختلالات اینترنت، برخی امکانات اختلال دارند.

ایرانیان عزیز، متاسفانه به علت اختلالات اینترنت، برخی امکانات اختلال دارند :(

:(
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • Phrasal verbs
    • Collocations
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۳ بهمن ۱۴۰۴

      Budget

      ˈbʌdʒɪt ˈbʌdʒɪt

      گذشته‌ی ساده:

      budgeted

      شکل سوم:

      budgeted

      سوم‌شخص مفرد:

      budgets

      وجه وصفی حال:

      budgeting

      شکل جمع:

      budgets

      معنی budget | جمله با budget

      noun countable B2

      بودجه

      link-banner

      لیست کامل لغات دسته‌بندی شده‌ی ۵۰۴ واژه

      مشاهده

      The government submitted next year's budget to the parliament.

      دولت بودجه‌ی سال آینده را به مجلس تقدیم کرد.

      the budget allotted for building new schools

      اعتبار تخصیص یافته برای ساختن مدارس تازه

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      to be on a tight budget

      از نظر مالی در مضیقه بودن

      verb - transitive

      بودجه‌بندی کردن، هزینه را برنامه‌ریزی کردن، تنظیم کردن

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      فست دیکشنری در اینستاگرام

      the amount budgeted for the next year

      مبلغی که برای سال دیگر بودجه‌بندی شده (در بودجه منظور شده)

      You must budget your time.

      باید وقت خودت را برنامه‌ریزی کنی.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      Through careful budgeting they cut the costs by ten percent.

      با بودجه‌بندی دقیق هزینه‌ها را ده درصد کاهش دادند.

      پیشنهاد بهبود معانی

      انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد budget

      1. noun financial plan
        Synonyms:
        funds finances account resources allocation allowance total statement cost aggregate quantity bulk means spending plan fiscal estimate planned disbursement estimated expenses quantum
      1. verb plan money or action
        Synonyms:
        calculate estimate predict compute allocate apportion ration cost

      Phrasal verbs

      budget for

      در بودجه منظور کردن، (برای چیزی) اعتبار تخصیص دادن (در بودجه)

      Collocations

      budget account

      (انگلیس) حساب نسیه (در فروشگاه‌ها و غیره)، اعتبار خرید قسطی

      سوال‌های رایج budget

      گذشته‌ی ساده budget چی میشه؟

      گذشته‌ی ساده budget در زبان انگلیسی budgeted است.

      شکل سوم budget چی میشه؟

      شکل سوم budget در زبان انگلیسی budgeted است.

      شکل جمع budget چی میشه؟

      شکل جمع budget در زبان انگلیسی budgets است.

      وجه وصفی حال budget چی میشه؟

      وجه وصفی حال budget در زبان انگلیسی budgeting است.

      سوم‌شخص مفرد budget چی میشه؟

      سوم‌شخص مفرد budget در زبان انگلیسی budgets است.

      ارجاع به لغت budget

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «budget» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۳۰ بهمن ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/budget

      لغات نزدیک budget

      • - budge up
      • - budgerigar
      • - budget
      • - budget accommodation
      • - budget account
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه
      تفاوت till و until چیست؟

      تفاوت till و until چیست؟

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

      لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      live up lmk long-range lots lounger lovey lubricant lucre IYKYK everybody exactly excellence excellent excitatory existing پیش‌بند پیوستن تکرار عالما عامدا عشره جک موتورسیکلت حرمت حیرت‌زده حقه زدن خدایا خصیصه کاخ دانمارکی دانه
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.