آیکن بنر

ایرانیان عزیز، متاسفانه به علت اختلالات اینترنت، برخی امکانات اختلال دارند.

ایرانیان عزیز، متاسفانه به علت اختلالات اینترنت، برخی امکانات اختلال دارند :(

:(
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • Idioms
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۱۳ اردیبهشت ۱۴۰۳

      Spec

      spek spek

      توضیحات:

      شکل رسمی این لغت در معنای اول: specification

      این لغت در معنای پنجم مخفف special، specialist است.

      این لغت در معنای ششم مخفف specifically است.

      معنی spec | جمله با spec

      noun countable informal

      مشخصات، ویژگی‌ها

      The team followed the spec provided by the client to design the website.

      تیم از مشخصات ارائه‌شده توسط مشتری برای طراحی وب‌سایت پیروی کرد.

      The spec for the new computer clearly outlined its technical requirements.

      مشخصات کامپیوتر جدید به‌وضوح الزامات فنی آن را مشخص می‌کند.

      noun uncountable

      بدون برنامه، بدون اطمینان قبلی

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      همگام سازی در فست دیکشنری

      They turned up at the airport on spec, hoping that they'd be able to get tickets.

      آن‌ها بدون برنامه در فرودگاه حاضر شدند، به این امید که بتوانند بلیط تهیه کنند.

      Going somewhere on spec

      بدون اطمینان قبلی جایی رفتن

      verb - transitive

      مشخص کردن

      The engineers were tasked with spec'ing out the new project requirements.

      مهندسان موظف شدند الزامات پروژه‌ی جدید را مشخص کنند.

      The team leader spec'd the budget for the upcoming marketing campaign.

      رهبر تیم بودجه‌ی کمپین بازاریابی آتی را مشخص کرد.

      adjective noun countable

      (خانه‌ی) بسازبفروشی

      The spec builder included high-end finishes in their latest project.

      سازنده‌ی خانه‌ی بسازبفروشی در جدیدترین پروژه‌ی خود، پرداخت‌های سطح بالایی را شامل می‌شود.

      The spec home was modern and spacious.

      خانه‌ی بسازبفروشی مدرن و بزرگ بود.

      abbreviation

      ویژه، مخصوص، خاص، متخصص

      She is a spec in neurosurgery.

      او متخصص جراحی مغز و اعصاب است.

      The spec edition of the magazine is out.

      نسخه‌ی خاص مجله منتشر شد.

      abbreviation

      مخصوصاً، به‌ویژه، به‌خصوص، به‌طور خاص

      We are looking for candidates with experience spec in digital marketing.

      ما به‌دنبال کاندیداهایی باتجربه به‌‌ویژه در بازاریابی دیجیتال هستیم.

      The instructions were spec written for beginners.

      دستورالعمل‌ها به‌طور خاص برای مبتدیان نوشته شده است.

      پیشنهاد بهبود معانی

      انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد spec

      1. noun a detailed description of design criteria for a piece of work
        Synonyms:
        specification

      Idioms

      on spec

      (عامیانه) 1- طبق مشخصات 2- به عنوان یا برای قمار

      ارجاع به لغت spec

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «spec» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۷ اسفند ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/spec

      لغات نزدیک spec

      • - spearmint
      • - spearwort
      • - spec
      • - special
      • - special assessment
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه
      تفاوت till و until چیست؟

      تفاوت till و until چیست؟

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

      لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      hand come out variant crook excess biological equalizer Americano equation Hispanic admissible algonquian allethrin amputator anti-tourism رفع خستگی کردن رنگارنگ رنگ‌کار روال جنت حافظه حر خستگی دل بستن دل کندن دوران نوزیستی ژرف‌کاو جناغ پیاده شدن ترحیمی
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.