آیکن بنر

فلش‌کارت به نرم‌افزارهای فست‌دیکشنری اضافه شد

فلش‌کارت به نرم‌افزارهای فست‌دیکشنری اضافه شد

به‌روزرسانی کنید
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
امکانات و اشتراک‌ها
ورود یا ثبت‌نام دیکشنری مترجم لغات من وبلاگ
دیکشنری مترجم لغات من
ابزارها
آخرین مطالب آموزشی مشاهده‌ی همه
۱۰ کلمه انگلیسی که از فارسی گرفته شده اند آموزش گسترش متن / چگونه یک متن را گسترش دهیم؟ چگونه متن انگلیسی را پارافریز کنیم؟
ابزارهای هوش مصنوعی
بهبود گرامر بازنویسی توسعه خلاصه تغییر لحن تبدیل آدرس تصحیح رایتینگ آیلتس تست تعیین سطح لغت
مترجم زبان‌های دیگر
  • EN مترجم انگلیسی ترجمه‌ی انگلیسی به فارسی و برعکس
  • DE مترجم آلمانی ترجمه‌ی آلمانی به فارسی و برعکس
  • FR مترجم فرانسوی ترجمه‌ی فرانسوی به فارسی و برعکس
  • ES مترجم اسپانیایی ترجمه‌ی اسپانیایی به فارسی و برعکس
  • IT مترجم ایتالیایی ترجمه‌ی ایتالیایی به فارسی و برعکس
  • TR مترجم ترکی ترجمه‌ی ترکی به فارسی و برعکس
  • AR مترجم عربی ترجمه‌ی عربی به فارسی و برعکس
  • RU مترجم روسی ترجمه‌ی روسی به فارسی و برعکس
تبدیل عدد به حروف

برای تبدیل عدد به حروف، عدد خود را در بخش دیکشنری بنویسید.

رفتن به دیکشنری
نرم‌افزارها
  • نرم‌افزار اندروید
  • نرم‌افزار آی‌او‌اس
  • اکستنشن مرورگرها
تنظیمات
ورود یا ثبت‌نام وارد شوید یا رایگان ثبت‌نام کنید و از امکانات کامل، از جمله مترجم متن استفاده کنید. خرید اشتراک
  • نرم‌افزار اندروید
  • نرم‌افزار آی‌او‌اس
  • اکستنشن مرورگرها
  • وبلاگ
پشتیبانی
  • پشتیبانی از طریق ایمیل
  • فست‌دیکشنری در اینستاگرام
  • فست‌دیکشنری در اکس
    • معنی و نمونه‌جمله
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • Collocations
    • لغات هم‌خانواده
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۲۶ شهریور ۱۴۰۴

      Expense

      ɪkˈspens ɪkˈspens

      شکل جمع:

      expenses

      معنی expense | جمله با expense

      noun countable B2

      برآمد، هزینه، خرج، مخارج

      مترجم متن با هوش مصنوعی ابزار فست‌دیکشنری · انگلیسی، آلمانی، فرانسوی و...
      امتحان کن

      medical expenses

      هزینه‌های پزشکی

      We must cut down on our expenses.

      باید از هزینه‌های خود بکاهیم.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      travel expenses

      مخارج سفر

      the expense of spirit in a waste of shame

      (شکسپیر) به هدر دادن روح در باتلاقی از شرم

      A car can be a considerable expense.

      اتومبیل می‌تواند خیلی خرج داشته باشد.

      He was successful in business but it was done at the expense of his health.

      او در کاسبی موفق بود؛ ولی این موفقیت به قیمت سلامتی‌اش تمام شد.

      verb - transitive

      هدر دادن

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      تصحیح آیلتس
      پیشنهاد بهبود معانی

      انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد expense

      1. noun cost, payment
        Synonyms:
        price charge payment rate value amount sum expenditure spending liability debt obligation assessment duty toll investment loss sacrifice use insurance budget bottom line outlay output risk worth mortgage loan forfeit responsibility surcharge overhead price tag debit consumption disbursement decrement deprivation forfeiture out of pocket outdo payroll upkeep bite

      Collocations

      at great (little) expense

      با هزینه‌ی بسیار (یا کم)

      at the expense of

      به حساب، به هزینه‌ی، به قیمت

      no expense(s) spared

      بدون صرفه‌جویی در هزینه

      لغات هم‌خانواده expense

      noun
      expenditure, expense, expenses
      adjective
      expensive
      verb - transitive
      expend
      adverb
      expensively

      سوال‌های رایج expense

      شکل جمع expense چی میشه؟

      شکل جمع expense در زبان انگلیسی expenses است.

      معنی expense به فارسی چی می‌شه؟

      کلمه‌ی «expense» در زبان فارسی به «هزینه» یا «مخارج» ترجمه می‌شود.

      این واژه در زبان انگلیسی به معنای پولی است که برای به‌دست‌آوردن کالاها، خدمات یا انجام فعالیتی پرداخت می‌شود. واژه‌ی expense هم در زندگی روزمره‌ی افراد و هم در متون اقتصادی، مالی و حسابداری بسیار پرکاربرد است. هنگامی که فردی از expenses خود سخن می‌گوید، منظورش تمامی مبالغی است که برای رفع نیازهای ضروری یا اختیاری خود صرف کرده است.

      از نظر کاربرد زبانی، expense می‌تواند هم به صورت اسم مفرد و هم جمع (expenses) استفاده شود. در حالت مفرد، معمولاً به یک هزینه‌ی خاص اشاره دارد، مانند "The travel expense was high" یعنی «هزینه‌ی سفر زیاد بود». اما در حالت جمع، به مجموعه‌ی مخارج و هزینه‌ها اشاره می‌کند؛ برای نمونه، "Living expenses" به معنای «هزینه‌های زندگی» است. در متون مالی، این کلمه اغلب همراه با اصطلاحاتی مانند business expenses یا operating expenses به کار می‌رود که نشان‌دهنده‌ی هزینه‌های مرتبط با فعالیت یک سازمان یا کسب‌وکار است.

      در حوزه‌ی مالی و حسابداری، expense مفهومی بنیادی محسوب می‌شود. در صورت‌های مالی شرکت‌ها، expenses به‌عنوان بخشی از محاسبه‌ی سود و زیان نقش حیاتی دارند. حسابداران هزینه‌ها را به دسته‌های مختلف تقسیم می‌کنند، از جمله هزینه‌های ثابت، متغیر، مستقیم یا غیرمستقیم. درک صحیح از expense برای مدیران و تصمیم‌گیرندگان بسیار ضروری است، زیرا کنترل و مدیریت درست هزینه‌ها می‌تواند سرنوشت یک کسب‌وکار را رقم بزند. کاهش یا افزایش بی‌رویه‌ی هزینه‌ها می‌تواند تأثیرات مستقیم بر سودآوری و پایداری اقتصادی داشته باشد.

      در زندگی روزمره نیز، expense یکی از اصلی‌ترین دغدغه‌های افراد است. هر شخص برای گذران زندگی روزانه خود با انواع هزینه‌ها مانند خوراک، پوشاک، مسکن، آموزش و درمان مواجه است. مدیریت این هزینه‌ها بخش مهمی از مهارت‌های مالی شخصی به شمار می‌آید. عباراتی مانند "at the expense of" نیز در زبان انگلیسی رایج‌اند و معنای استعاری دارند؛ برای مثال، وقتی گفته می‌شود "He succeeded at the expense of his health"، منظور این است که موفقیت او به قیمت از دست رفتن سلامتی‌اش تمام شده است.

      از منظر فرهنگی و اجتماعی، مفهوم expense نشان‌دهنده‌ی ارزش‌گذاری جوامع بر منابع مالی و نحوه‌ی استفاده از آن‌هاست. در بسیاری از فرهنگ‌ها، صرفه‌جویی در هزینه‌ها نوعی فضیلت محسوب می‌شود و افراد تشویق می‌شوند تا با مدیریت دقیق expenses خود زندگی متوازن‌تری داشته باشند. در مقابل، ولخرجی یا بی‌توجهی به هزینه‌ها می‌تواند نشانه‌ای از بی‌ثباتی یا عدم مسئولیت‌پذیری در نظر گرفته شود. expense تنها یک واژه‌ی اقتصادی نیست، بلکه بازتابی از نگرش‌ها و سبک زندگی افراد و جوامع به شمار می‌آید.

      ارجاع به لغت expense

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «expense» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۱۳ آبان ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/expense

      لغات نزدیک expense

      • - expendable
      • - expenditure
      • - expense
      • - expense account
      • - expenses
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه

      ۱۰ کلمه انگلیسی که از فارسی گرفته شده اند

      آموزش گسترش متن / چگونه یک متن را گسترش دهیم؟

      چگونه متن انگلیسی را پارافریز کنیم؟

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      cardi- by aut- ante fore Greco grogram az levo bullet point mal puberty gripple gaming table fox squirrel ماراسکینو مخل مانع‌آفرین ترفند حیله مانیل مایه‌ی رسوایی منوط منوط بودن منوط کردن گی‌لیک ادغام اجتناب‌ناپذیری اجتناب‌ناپذیرانه استرداد
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت اکستنشن مرورگرها خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز تست سطح زبان انگلیسی
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس ابزار تصحیح رایتینگ آیلتس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.