آیکن بنر

ایرانیان عزیز، متاسفانه به علت اختلالات اینترنت، برخی امکانات اختلال دارند.

ایرانیان عزیز، متاسفانه به علت اختلالات اینترنت، برخی امکانات اختلال دارند :(

:(
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • Collocations
    • Idioms
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۲۸ دی ۱۴۰۳

      Tooth

      tuːθ tuːθ

      شکل جمع:

      teeth

      معنی tooth | جمله با tooth

      noun countable A1

      کالبدشناسی دندان

      tooth, دندان
      link-banner

      لیست کامل لغات دسته‌بندی شده‌ی کالبدشناسی

      مشاهده

      wisdom tooth

      دندان عقل

      tooth cavity

      کرم‌خوردگی دندان

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      I brush my teeth after each meal.

      پس از هر وعده‌ی غذایی دندان‌هایم را مسواک می‌زنم.

      noun countable

      دندانه (روی شانه و اره و زیپ و غیره)

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      نرم افزار اندروید فست دیکشنری

      a saw tooth

      دندانه‌ی اره

      He carefully cleaned the teeth of the comb.

      دندانه‌های شانه را با دقت تمیز کرد.

      noun plural

      برش، ضمانت اجرایی

      We have to put teeth into this law.

      باید به این قانون برش بدهیم.

      The court's decision gave teeth to the anti-discrimination laws.

      تصمیم دادگاه به قوانین ضد تبعیض ضمانت اجرایی داد.

      noun

      گیاه‌شناسی دندانچه

      link-banner

      لیست کامل لغات دسته‌بندی شده‌ی گیاه‌شناسی

      مشاهده

      The plant had tiny teeth along the edges of its leaves.

      این گیاه دارای دندانچه‌های ریز در امتداد لبه‌های برگ‌های خود بود.

      The succulent's teeth give it a unique appearance.

      دندانچه‌های ساکولنت ظاهری منحصر‌به‌فرد به آن می‌بخشد.

      noun

      گرایش، تمایل

      his teeth for spicy food

      گرایشش به غذاهای تند

      She had a teeth for desserts.

      به دسر تمایل داشت.

      noun

      زبری، ناصافی

      The artist used a chisel to create teeth.

      هنرمند برای ایجاد زبری از اسکنه استفاده کرد.

      I like this tooth.

      این زبری را دوست دارم.

      پیشنهاد بهبود معانی

      انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد tooth

      1. noun a dental process
        Synonyms:
        wisdom molar incisor canine fang tusk ivory cog dent point grinder cuspid tush denticle bicuspid eyetooth laniary premolar snag tine aged elderly oppose defying ancient dentile dentation serration reprimand reproach castigate saber-tooth be angry show hostility in-the-face-of artificial tooth in conflict with false tooth be busy at become occupied with involve oneself in calcerous process edontate process bony appendage (little tooth) denticle
      1. noun a toothlike or tooth-shaped object
        Synonyms:
        projection point stub
      1. adjective
        Synonyms:
        dentate dentiform

      Collocations

      fill a tooth

      دندان را پر کردن

      set one's teeth on edge

      1- دندان‌های کسی را کند کردن

      gold tooth

      دندان طلا

      Idioms

      armed to the teeth

      سرتاپا مسلح، کاملاً مسلح

      in the teeth of

      1- در برابر، در مقابل، رو در روی (چیزی) 2- در مبارزه با، در مقابله با، در مصاف با

      در مقابله با، رو در رو با، در برابر

      lie through one's teeth

      کاملاً دروغ گفتن، بی‌شرمانه دروغ گفتن

      long in the tooth

      پیر، بیشتر از سن معمول (برای انجام کار به‌خصوص)

      set one's teeth on edge

      1- (در اثر خوردن چیز ترش و غیره) دندان را کند کردن، کند شدن دندان 2- به حالت چندش درآوردن (مثلا با کشیدن ناخن روی تخته‌سیاه) 3- برانگیختن، ناراحت کردن، آزردن

      2- (بسیار) ناراحت کردن، رنجه داشتن

      Idioms بیشتر

      tooth and nail

      چنگ و دندان، تمام قوا، همه‌ی وجود

      سوال‌های رایج tooth

      معنی tooth به فارسی چی میشه؟

      دندان (Tooth) یکی از اجزای مهم بدن انسان و سایر حیوانات است که نقش کلیدی در فرایند غذا خوردن و صحبت کردن ایفا می‌کند. دندان‌ها ساختارهای سخت و معدنی هستند که عمدتاً از مواد معدنی مانند کلسیم و فسفر تشکیل شده‌اند و در فک‌های بالا و پایین قرار دارند. در ادامه به توضیحات و نکات جالب درباره دندان‌ها می‌پردازیم.

      ساختار دندان

      هر دندان از چندین بخش تشکیل شده است:

      1. مینا: لایه خارجی و سخت دندان که از مینرال‌ها تشکیل شده و به عنوان حفاظ عمل می‌کند.

      2. دنتین: لایه زیر مینا که نرم‌تر از مینا است و بیشتر حجم دندان را تشکیل می‌دهد.

      3. پالپ: مرکز دندان که شامل عروق خونی و اعصاب است و به دندان حس و تغذیه می‌دهد.

      4. سمنتوم: لایه‌ای که دندان را به استخوان فک متصل می‌کند.

      انواع دندان‌ها

      دندان‌ها به چهار نوع اصلی تقسیم می‌شوند:

      1. دندان‌های پیشین (Incisors): دندان‌های جلویی که برای بریدن غذا استفاده می‌شوند. معمولاً ۸ عدد از آن‌ها در هر فرد وجود دارد.

      2. دندان‌های نیش (Canines): دندان‌های تیز و قوی که برای پاره کردن غذا به کار می‌روند. معمولاً ۴ عدد از آن‌ها وجود دارد.

      3. دندان‌های آسیا (Premolars): دندان‌هایی که به آسیاب کردن غذا کمک می‌کنند. معمولاً ۸ عدد از آن‌ها وجود دارد.

      4. دندان‌های آسیاب بزرگ (Molars): بزرگ‌ترین دندان‌ها که وظیفه‌ی آسیاب کردن و خرد کردن غذا را دارند. معمولاً ۱۲ عدد از آن‌ها وجود دارد.

      نکات جالب درباره دندان‌ها

      1. تعداد دندان‌ها: در مجموع یک فرد بالغ معمولاً ۳۲ دندان دارد، در حالی که کودکان معمولاً ۲۰ دندان شیری دارند که با رشد آن‌ها جایگزین می‌شود.

      2. تغییرات دندان: دندان‌ها به مرور زمان تحت تأثیر عوامل مختلفی مانند سن، تغذیه، و بهداشت دهان و دندان دچار تغییر می‌شوند. پوسیدگی دندان یکی از مشکلات شایع است که به دلیل عدم رعایت بهداشت دهان و دندان به وجود می‌آید.

      3. رشد دندان: دندان‌ها معمولاً در سنین ۶ تا ۱۲ سالگی شروع به افتادن می‌کنند و دندان‌های دائمی جایگزین آن‌ها می‌شوند. این فرایند به نام "افتادن دندان‌های شیری" شناخته می‌شود.

      4. دندان‌های عقل: دندان‌های عقل یا دندان‌های آسیا بزرگ سومین مجموعه دندان‌ها هستند که معمولاً در سنین 17 تا 25 سالگی رشد می‌کنند. بسیاری از افراد به دلیل کمبود فضا در دهان مجبور به کشیدن آن‌ها می‌شوند.

      5. دندان‌پزشکی و بهداشت دهان: مراقبت از دندان‌ها از اهمیت بالایی برخوردار است. مسواک زدن روزانه، استفاده از نخ دندان، و مراجعه به دندان‌پزشک به طور منظم می‌تواند از بروز مشکلات جدی جلوگیری کند.

      شکل جمع tooth چی میشه؟

      شکل جمع tooth در زبان انگلیسی teeth است.

      ارجاع به لغت tooth

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «tooth» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۲۶ فروردین ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/tooth

      لغات نزدیک tooth

      • - toot
      • - tooter
      • - tooth
      • - tooth and nail
      • - tooth billed
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه
      تفاوت till و until چیست؟

      تفاوت till و until چیست؟

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

      لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      send in an application senorita set yourself clear objectives sextuple sharp pain shoplifting shoulder to shoulder show of unity simultaneity sinusitis sirloin slake solitude socioeconomic so far سه چهار پنج هفت ده طوطی کفشدوزک روح جیگر چهل پنجاه شصت هفتاد هشتاد صد
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.