آیکن بنر

تست رایگان تعیین سطح واژگان انگلیسی

تست رایگان تعیین سطح واژگان انگلیسی

شروع تست
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۹ آذر ۱۴۰۲

      Pepper

      ˈpepər ˈpepə

      شکل جمع:

      peppers

      معنی pepper | جمله با pepper

      noun uncountable A2

      فلفل، فلفل کوبیده

      link-banner

      لیست کامل لغات دسته‌بندی شده‌ی کاربردی مقدماتی

      مشاهده
      CEFR
      سطح واقعی لغات انگلیسیت رو بدون! تست رایگان · ۳۰ سوال · نتیجه فوری
      شروع تست

      a salt shaker and a pepper shaker

      فلفلدان و نمکدان

      verb - transitive

      فلفل زدن

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      هوش مصنوعی فست دیکشنری

      to pepper the soup

      به سوپ فلفل زدن

      verb - transitive

      ریختن، پاشیدن، انداختن

      The wind peppered cold sleet into our faces.

      باد برف و باران به صورتمان می‌پاشید.

      The rain came peppering down on us.

      باران بر سرمان ریخت.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      The roof was peppered with hailstones.

      دانه‌های تگرگ بر بام فرود می‌آمد.

      He peppered his opponent with short lefts.

      او ضربه‌های کوتاه دست چپ خود را بر حریف خود فرود آورد.

      Reporters peppered him with questions.

      خبرنگاران او را سؤال‌پیچ کردند.

      پیشنهاد بهبود معانی

      انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد pepper

      1. verb to mark with many small spots
        Synonyms:
        dot speck speckle sprinkle fleck freckle dapple mottle stipple besprinkle bespeckle
      1. noun A pungent condiment obtained from the small, dried fruits of an Indian vine (Piper nigrum) of the pepper family
        Synonyms:
        spice condiment fruit plant peppercorn capsicum hot exercise capsicum pepper plant
      1. verb to direct a barrage at
        Synonyms:
        bombard pelt shower barrage cannonade fusillade
      1. noun Climber having dark red berries (peppercorns) when fully ripe; southern India and Sri Lanka; naturalized in northern Burma and Assam
        Synonyms:
        common pepper black-pepper Piper nigrum white-pepper Madagascar pepper
      1. verb to strike with small missiles or gunfire.
        Synonyms:
        barrage

      سوال‌های رایج pepper

      شکل جمع pepper چی میشه؟

      شکل جمع pepper در زبان انگلیسی peppers است.

      ارجاع به لغت pepper

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «pepper» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۱۴ مرداد ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/pepper

      لغات نزدیک pepper

      • - peplum
      • - pepo
      • - pepper
      • - pepper mill
      • - pepper pot
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه
      تفاوت error و mistake چیست؟

      تفاوت error و mistake چیست؟

      تفاوت tell و say چیست؟

      تفاوت tell و say چیست؟

      تفاوت sleep و asleep چیست؟

      تفاوت sleep و asleep چیست؟

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      CPR cyto- declutter delinquent derivation report diabetes insipidus dissyllabic doris altitude elemental exclamation point stiff press Word of God عدد صحیح عدد ترتیبی لطف آلودگی بلندآوازه بی‌دلیل قوزبند گوشت اردک گوشت اردک وحشی میخک انگشت فرتوت فرتوتی طبیعت فس
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز تست سطح زبان انگلیسی
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.