Shower

ʃaʊr ʃaʊə
آخرین به‌روزرسانی:
|
  • گذشته‌ی ساده:

    showered
  • شکل سوم:

    showered
  • سوم‌شخص مفرد:

    showers
  • وجه وصفی حال:

    showering
  • شکل جمع:

    showers

معنی‌ها و نمونه‌جمله‌ها

noun countable A1
دوش حمام

تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

هوش مصنوعی فست دیکشنری
- The shower head in my bathroom needs to be replaced.
- سر دوش حمام من نیاز به تعویض دارد.
- He installed a new shower with multiple settings for different water pressure.
- او دوش جدیدی با تنظیمات متنوع برای فشار آب مختلف نصب کرد.
noun countable A1
دوش
- Julie takes two showers each day.
- جولی در روز دو بار دوش می‌گیرد.
- After my workout, a cold shower feels refreshing.
- بعداز تمرین، دوش سرد حس خوبی دارد.
- having a cold shower
- دوش سرد گرفتن
noun countable A1
حمام
- I forgot my shampoo in the shower.
- من شامپویم را در حمام فراموش کرده‌ام.
- Can you hand me the soap from the shower?
- می‌توانی صابون را از حمام به من بدهی؟
- The shower has a nice glass door.
- حمام، در شیشه‌ای زیبایی دارد.
noun countable B1
آب‌و‌هوا رگبار، بارش (برف یا یاران به‌مدت کوتاه)، سیل link-banner

لیست کامل لغات دسته‌بندی شده‌ی آب‌و‌هوا

مشاهده
- Showers are more common in spring.
- رگبار در بهار بیشتر است.
- The weather report warns of wintry showers in the mountains.
- گزارش آب‌وهوا هشدار می‌دهد که در کوه‌ها بارش‌های زمستانی وجود خواهد داشت.
- After the shower, the air felt fresh and clean.
- بعداز بارش باران، هوا تازه و تمیز به نظر می‌رسید.
- rain shower
- باران تند
- snow shower
- برف شدید، بوران
- a shower of compliments
- سیلی از تعریف
نمونه‌جمله‌های بیشتر
noun countable
انگلیسی آمریکایی جشن زایمان، جشن ازدواج (برای عروس یا مادر قبل‌از عروسی یا زایمان که به آن‌ها کادو داده می‌شود)
- We are organizing a baby shower for Sara next week.
- ما هفته‌ی آینده برای سارا جشن زایمان برگزار می‌کنیم.
- I bought the cutest baby clothes for my sister’s baby shower.
- من بامزه‌ترین لباس‌های نوزاد را برای جشن زایمان خواهرم خریدم.
- Her friends threw a surprise bridal shower for her.
- دوستانش برای او جشن ازدواج سورپرایزی برگزار کردند.
verb - intransitive verb - transitive
باریدن، ریختن
- It showered for two full hours.
- دو ساعت تمام رگبار باران ادامه داشت.
- The artist showered his canvas with vibrant colors, creating a stunning masterpiece.
- هنرمند رنگ‌های زنده را روی بوم خود ریخت و اثر هنری خیره‌کننده‌ای خلق کرد.
- The kids showered the birthday boy with gifts.
- کودکان، پسری که تولدش بود را هدیه‌باران کردند.
- The leaves showered down from the trees in the autumn breeze.
- برگ‌ها در نسیم پاییزی از درختان به زمین ریختند.
verb - intransitive B2
دوش گرفتن
- David showers and shaves every morning.
- داوود هر روز دوش می‌گیرد و ریش می‌تراشد.
- She likes to shower before going to bed.
- او دوست دارد قبل‌از خواب دوش بگیرد.
پیشنهاد بهبود معانی

مترادف و متضاد shower

  1. noun precipitation
    Synonyms:
    rain storm downpour rainstorm drizzle hail sleet flood deluge thunderstorm cloudburst
  1. verb rain
    Synonyms:
    fall drizzle pour sprinkle downpour storm patter hail mist spray sleet drench come down in buckets
  1. verb lavish
    Synonyms:
    give be generous pamper deluge
  1. noun water falling in drops
    Synonyms:
    drizzle barrage bombardment burst mist cannonade fusillade cascade shower bath hail salvo rainfall storm volley
  1. verb to direct a barrage at
    Synonyms:
    barrage bombard lavish bath bathe bestow cannonade shower down cloudburst deluge drizzle fusillade party pour rain salvo scatter pepper spray sprinkle storm volley wash
  1. noun act of cleansing the body
    Synonyms:
    bathing washing sponging
  1. verb to give in great abundance
    Synonyms:
    heap lavish rain
  1. noun an enclosure for showering
    Synonyms:
    bath showerstall shower-room

Phrasal verbs

  • shower with

    به‌وفور بخشیدن، اهدا کردن

Collocations

ارجاع به لغت shower

از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

کپی

معنی لغت «shower» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۱۵ فروردین ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/shower

لغات نزدیک shower

پیشنهاد بهبود معانی