آیکن بنر

ایرانیان عزیز، متاسفانه به علت اختلالات اینترنت، برخی امکانات اختلال دارند.

ایرانیان عزیز، متاسفانه به علت اختلالات اینترنت، برخی امکانات اختلال دارند :(

:(
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۱۳ آذر ۱۴۰۲

      Volley

      ˈvɑːli ˈvɒli

      گذشته‌ی ساده:

      volleyed

      شکل سوم:

      volleyed

      سوم‌شخص مفرد:

      volleys

      وجه وصفی حال:

      volleying

      شکل جمع:

      volleys

      معنی volley | جمله با volley

      noun countable

      شلیک، رگبار، تیرباران، شلیک بطور دسته جمعی، باران، شلیک پی در پی

      a volley of bullets

      رگباری از گلوله

      a volley of questions by the reporters

      رگبار پرسش‌های خبرنگاران

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      a volley of curses

      بارانی از فحش

      noun countable

      ضربه به توپ در هوا قبل از اینکه به زمین بخورد، تبادل مکرر

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      نرم افزار آی او اس فست دیکشنری

      She returned the volley with a powerful stroke to win the game.

      او توپ را با یک ضربه محکم برگشت داد تا برنده بازی شود.

      verb - transitive

      توپ را در هوا زدن، شلیک کردن، به صورت رگبار فرستادن، (مکررا) توپ را رد و بدل کردن

      The driver then volleyed us a string of curses.

      سپس راننده رگباری از ناسزا نثارمان کرد.

      verb - intransitive

      پشت سر هم شلیک شدن، به صورت رگبار آمدن

      پیشنهاد بهبود معانی

      انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد volley

      1. noun barrage
        Synonyms:
        storm hail shower burst firing round battery bombardment shelling gunfire salvo cannonade fussilade crossfire enfilade

      سوال‌های رایج volley

      گذشته‌ی ساده volley چی میشه؟

      گذشته‌ی ساده volley در زبان انگلیسی volleyed است.

      شکل سوم volley چی میشه؟

      شکل سوم volley در زبان انگلیسی volleyed است.

      شکل جمع volley چی میشه؟

      شکل جمع volley در زبان انگلیسی volleys است.

      وجه وصفی حال volley چی میشه؟

      وجه وصفی حال volley در زبان انگلیسی volleying است.

      سوم‌شخص مفرد volley چی میشه؟

      سوم‌شخص مفرد volley در زبان انگلیسی volleys است.

      ارجاع به لغت volley

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «volley» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۲۶ فروردین ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/volley

      لغات نزدیک volley

      • - volitive
      • - volkslied
      • - volley
      • - volleyball
      • - volleyball coach
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه
      تفاوت till و until چیست؟

      تفاوت till و until چیست؟

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

      لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      send in an application senorita set yourself clear objectives sextuple sharp pain shoplifting shoulder to shoulder show of unity simultaneity sinusitis sirloin slake solitude socioeconomic so far سه چهار پنج هفت ده طوطی کفشدوزک روح جیگر چهل پنجاه شصت هفتاد هشتاد صد
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.