آیکن بنر

رایتینگ آیلتس‬‌رو خودت با فست‌دیکشنری تصحیح کن

تصحیح رایتینگ آیلتس‬ با کمک فست‌دیکشنری

تصحیح رایگان
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    اکستنشن مرورگرها مشاهده
    افزونه‌ی کروم افزونه‌ی فایرفاکس افزونه‌ی مایکروسافت اج
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
    ابزار تصحیح رایتینگ آیلتس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • لغات هم‌خانواده
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۱۳ آذر ۱۴۰۲

      Washing

      ˈwɒː- / / ˈwɑː- ˈwɒʃɪŋ

      گذشته‌ی ساده:

      washed

      شکل سوم:

      washed

      سوم‌شخص مفرد:

      washes

      معنی washing

      noun uncountable A2

      شستشو

      link-banner

      لیست کامل لغات دسته‌بندی شده‌ی کاربردی متوسط

      مشاهده
      تبدیل آدرس با هوش مصنوعی ابزار فست‌دیکشنری · آدرس فارسی به انگلیسی استاندارد
      امتحان کن
      noun uncountable

      (لباس یا ملحفه و وسایل) شستنی

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      تصحیح آیلتس
      پیشنهاد بهبود معانی

      انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد washing

      1. noun the work of cleansing (usually with soap and water)
        Synonyms:
        cleaning wash laundry bathing bath laundering dirty clothes soiled clothes rinsing soaking washables lavage ablution lavation detersion laving lavabo fomentation lavement maundy abstersion
      1. verb to border upon
        Synonyms:
        touching reaching hitting laving flooding drifting floating
      1. verb to erode
        Synonyms:
        decreasing deteriorating removing wearing lapping splashing bubbling gurgling burbling swashing
      1. verb to launder
        Synonyms:
        cleaning scrubbing soaking scouring boiling drenching holding starching
        Antonyms:
        dirtying staining smirching
      1. verb cleanse with a cleaning agent, such as soap, and water
        Synonyms:
        wash clean laundering swabbing douse daubing staining coating painting dyeing tinting whitewashing retouching lapping coloring lipping deterge laving irrigate leach erode eluviate elutriate mundify
        Antonyms:
        dirtying
      1. verb clean with some chemical process
        Synonyms:
        cleaning cleansing purifying shining scrubbing wiping laundering rinsing soaking drenching wetting moistening dampening immersing showering laving dousing sponging coating covering scouring sloshing swirling lapping flowing floating drifting dipping rolling fomenting
        Antonyms:
        dirtying
      1. verb cleanse (one's body) with soap and water
        Synonyms:
        laving

      لغات هم‌خانواده washing

      noun
      wash, washer, washing
      adjective
      washable, unwashed
      verb - transitive
      wash

      سوال‌های رایج washing

      گذشته‌ی ساده washing چی میشه؟

      گذشته‌ی ساده washing در زبان انگلیسی washed است.

      شکل سوم washing چی میشه؟

      شکل سوم washing در زبان انگلیسی washed است.

      سوم‌شخص مفرد washing چی میشه؟

      سوم‌شخص مفرد washing در زبان انگلیسی washes است.

      ارجاع به لغت washing

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «washing» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۱۱ شهریور ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/washing

      لغات نزدیک washing

      • - washerwoman
      • - washhouse
      • - washing
      • - washing liquid
      • - washing machine
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه

      تفاوت attain و obtain چیست؟

      تفاوت am و pm چیست؟

      تفاوت some و any چیست؟

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      Auriga classless Jutland Chekhov guilty pleasure thiosinamine vanadium steel visitatorial white russia synchromesh sutural sinicize take a scunner scenarist scafell pike قوی‌پنجه کانون عدسی معلوم متسع فلان فاشیست آمبولانس مرغ آشیانه تطهیر تاکسی همه‌گیری همتا وانگهی
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت اکستنشن مرورگرها خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز تست سطح زبان انگلیسی
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس ابزار تصحیح رایتینگ آیلتس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.