ترجمه و بهبود متون فارسی و انگلیسی با استفاده از هوش مصنوعی (AI)

Cascade

kæˈskeɪd kæˈskeɪd
آخرین به‌روزرسانی:
|
  • گذشته‌ی ساده:

    cascaded
  • شکل سوم:

    cascaded
  • سوم شخص مفرد:

    cascades
  • وجه وصفی حال:

    cascading
  • شکل جمع:

    cascades

معنی‌ها و نمونه‌جمله‌ها

  • noun countable
    جغرافیا آبشار
    • - After a series of beautiful cascades, the river pours into the lake.
    • - رودخانه پس‌از یک سلسله آبشار زیبا به دریاچه می‌ریزد.
    • - The cascade sparkled as the sunlight glistened on its crystal-clear waters.
    • - تابش نور خورشید بر روی آب‌های شفاف آبشار باعث درخشش آن شد.
  • noun countable
    آبشارمانند
    • - The firecracker burst and colorful sparks cascaded down.
    • - ترقه منفجر شد و جرقه‌های رنگارنگ آبشارمانند به پایین بارید.
    • - Her golden hair cascaded down her shoulder.
    • - موهای طلایی آبشارمانندش بر شانه‌اش ریخته بود.
  • verb - intransitive
    فرو ریختن، سرازیر شدن، فرود آمدن
    • - The waterfalls in the mountains cascade down the rocks in a breathtaking display.
    • - آبشارهای کوهستانی با جلوه‌ای زیبا از صخره‌ها به پایین سرازیر می‌شدند.
    • - When the dam broke, the water cascaded through the valley, causing widespread flooding.
    • - هنگامی که سد شکسته شد، آب از دره فرو ریخت و باعث سیل گسترده شد.
  • verb - intransitive verb - transitive
    پخش شدن، توزیع کردن (اطلاعات)، پراکندن
    • - The rumor began to cascade through the office.
    • - این شایعه در دفتر پخش شد.
    • - Once the secret was out, it didn't take long for it to cascade among students at school.
    • - وقتی راز فاش شد، طولی نکشید که بین دانش‌آموزان مدرسه پخش شد.
پیشنهاد بهبود معانی

مترادف و متضاد cascade

  1. noun something falling, especially water
    Synonyms: avalanche, cataract, chute, deluge, downrush, falls, flood, force, fountain, outpouring, precipitation, rapids, shower, spout, torrent, watercourse, waterfall
  2. verb fall in a rush
    Synonyms: descend, disgorge, flood, gush, heave, overflow, pitch, plunge, pour, spew, spill, spit up, surge, throw up, tumble, vomit

ارجاع به لغت cascade

از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

کپی

معنی لغت «cascade» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۲۹ تیر ۱۴۰۳، از https://fastdic.com/word/cascade

لغات نزدیک cascade

پیشنهاد بهبود معانی