آیکن بنر

لیست کامل اصطلاحات انگلیسی با معنی و مثال

اصطلاحات انگلیسی با معنی و مثال

مشاهده
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی‌ها و نمونه‌جمله‌ها
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
    آخرین به‌روزرسانی: ۲۸ اردیبهشت ۱۴۰۴

    Conjugate

    ˈkɑːndʒəɡeɪt ˈkɑːndʒəɡeɪt ˈkɒndʒəɡeɪt ˈkɒndʒəɡeɪt

    گذشته‌ی ساده:

    conjugated

    شکل سوم:

    conjugated

    سوم‌شخص مفرد:

    conjugates

    وجه وصفی حال:

    conjugating

    شکل جمع:

    conjugates

    معنی conjugate | جمله با conjugate

    verb - intransitive verb - transitive

    زبان‌شناسی صرف کردن، صرف شدن (افعال)

    They conjugated English verbs correctly.

    آن‌ها افعال انگلیسی را درست صرف کردند.

    He learned how to conjugate irregular French verbs.

    او یاد گرفت چطور افعال بی‌قاعده‌ی فرانسوی را صرف کند.

    adjective

    جفت‌شده، زوج‌شده، متصل‌شده، مزدوج‌، به‌هم‌پیوسته

    تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

    هوش مصنوعی فست دیکشنری

    The two parts of the machine operate as conjugate systems.

    دو بخش دستگاه به‌عنوان سیستم‌های به‌هم‌پیوسته عمل می‌کنند.

    In some molecules, atoms exist in conjugate pairs.

    در برخی مولکول‌ها، اتم‌ها به‌صورت جفت‌شده وجود دارند.

    نمونه‌جمله‌های بیشتر

    conjugate angles

    زاویه‌های مزدوج

    adjective

    هم‌ریشه، هم‌خانواده (کلمات)

    Linguists study conjugate words to trace the history of languages.

    زبان‌شناسان برای بررسی تاریخ زبان‌ها، به مطالعه‌ی کلمات هم‌خانواده می‌پردازند.

    Arabic and Persian share many conjugate words due to centuries of contact.

    زبان‌های عربی و فارسی به‌دلیل قرن‌ها ارتباط، کلمات هم‌ریشه‌ی زیادی دارند.

    نمونه‌جمله‌های بیشتر

    conjugate words

    واژه‌های هم‌ریشه

    پیشنهاد بهبود معانی

    انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد conjugate

    1. adjective of an organic compound; containing two or more double bonds each separated from the other by a single bond
      Synonyms:
      conjugated
    1. adjective joined together especially in a pair or pairs
      Synonyms:
      coupled conjugated biconjugate paronymous paronymic etymologic lexicographic
    1. noun A mixture of two partially miscible liquids A and B produces two conjugate solutions: one of A in B and another of B in A
      Synonyms:
      conjugate solution
    1. verb to bring or come together into a united whole
      Synonyms:
      join unite combine connect link marry wed couple consolidate unify meld coalesce conjoin compound yoke concrete

    سوال‌های رایج conjugate

    گذشته‌ی ساده conjugate چی میشه؟

    گذشته‌ی ساده conjugate در زبان انگلیسی conjugated است.

    شکل سوم conjugate چی میشه؟

    شکل سوم conjugate در زبان انگلیسی conjugated است.

    شکل جمع conjugate چی میشه؟

    شکل جمع conjugate در زبان انگلیسی conjugates است.

    وجه وصفی حال conjugate چی میشه؟

    وجه وصفی حال conjugate در زبان انگلیسی conjugating است.

    سوم‌شخص مفرد conjugate چی میشه؟

    سوم‌شخص مفرد conjugate در زبان انگلیسی conjugates است.

    ارجاع به لغت conjugate

    از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

    شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

    کپی

    معنی لغت «conjugate» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۱۵ دی ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/conjugate

    لغات نزدیک conjugate

    • - conjugal
    • - conjugant
    • - conjugate
    • - conjugated protein
    • - conjugation
    پیشنهاد بهبود معانی

    آخرین مطالب وبلاگ

    مشاهده‌ی همه
    تفاوت till و until چیست؟

    تفاوت till و until چیست؟

    لغات تنیس به انگلیسی

    لغات تنیس به انگلیسی

    لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

    لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

    لغات تصادفی

    اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

    fixate fix on first aid kit footprint topless Iceland blogger hourglass figure somewhat ruddy out of sorts out of stock out of style out of whack outdoor مصدر صدر عوان اوباش بازخوانی حشوآمیز برائت حلاوت تاثر تالم تحکیم کردن تذهیب تعویض تقدس خوب
    بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
    فست دیکشنری
    فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

    فست دیکشنری
    دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز
    مترجم‌ها
    ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
    ابزارها
    ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
    وبلاگ
    وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
    قوانین و ارتباط با ما
    پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
    فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
    فست دیکشنری در اینستاگرام
    فست دیکشنری در توییتر
    فست دیکشنری در تلگرام
    فست دیکشنری در یوتیوب
    فست دیکشنری در تیکتاک
    تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
    © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.