گذشتهی ساده:
schmoozedشکل سوم:
schmoozedسومشخص مفرد:
schmoozesوجه وصفی حال:
schmoozingهمچنین میتوان از shmooze و schmoos بهجای schmooze استفاده کرد.
همچنین میتوان از shmoozed بهجای schmoozed و از shmoozing بهجای schmoozing استفاده کرد.
وراجی کردن، صحبت خودمانی کردن، گپ زدن
Don't just schmooze, give us the facts.
فقط وراجی نکن، به ما واقعیتها را بگو.
After the meeting, we schmoozed for a few minutes in the hallway.
بعداز جلسه چند دقیقهای در راهرو گپ زدیم.
گرم گرفتن، بگووبخند کردن، خوشوبش کردن
تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)
She loves to schmooze with her co-workers before meetings.
او دوست دارد قبلاز جلسات با همکارانش گرم بگیرد.
Politicians often schmooze with donors at fundraisers.
سیاستمداران اغلب در گردهماییهای جمعآوری کمک با اهداکنندگان خوشوبش میکنند.
The host schmoozed with each guest as they arrived.
میزبان هنگام ورود هر مهمان با او بگووبخند کرد.
از آنجا که فستدیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاهها و دانشجویان استفاده میشود، برای رفرنس به این صفحه میتوانید از روشهای ارجاع زیر استفاده کنید.
شیوهی رفرنسدهی:
معنی لغت «schmooze» در فستدیکشنری. مشاهده در تاریخ ۴ مرداد ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/schmooze