آیکن بنر

ایرانیان عزیز، متاسفانه به علت اختلالات اینترنت، برخی امکانات اختلال دارند.

ایرانیان عزیز، متاسفانه به علت اختلالات اینترنت، برخی امکانات اختلال دارند :(

:(
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله
    • مترادف و متضاد
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: جمعه ۱۰ بهمن ۱۴۰۴

      صدر به انگلیسی

      معنی و نمونه‌جمله

      اسم
      فونتیک فارسی / sadr /

      top, head, upper part, uppermost

      top

      head

      upper part

      uppermost

      بالا

      زیردریایی‌های اتمی ‌در صدر فهرست خواسته‌های نیروی دریایی بود.

      Nuclear submarines were on top of the navy's wish list.

      پدربزرگم در صدر میز نشست.

      My grandfather sat at the head of the table.

      اسم
      فونتیک فارسی / sadr /

      first, beginning, early, start, front

      first

      beginning

      early

      start

      front

      ابتدا، آغاز

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      همگام سازی در فست دیکشنری

      تازه‌ترین رمان این نویسنده کامیابی بزرگی بود و در هفته‌ی اول انتشار در صدر پرفروش‌ترین‌ها قرار گرفت.

      The author's latest novel was a ten-strike, becoming a bestseller within its first week of release.

      در صدر جلسه، مدیر به همه خوش‌آمد گفت.

      At the beginning of the meeting, the manager greeted everyone.

      اسم
      فونتیک فارسی / sadr /

      ادبی head, chief, director, chairman

      head

      chief

      director

      chairman

      رئیس

      او به‌عنوان صدر بخش منصوب شد.

      She was appointed as the chief of the department.

      صدر پروژه توسعه را نظارت خواهد کرد.

      The chairman will oversee the project development.

      اسم
      فونتیک فارسی / sadr /

      breast, thorax

      breast

      thorax

      سینه

      او دستش را به‌آرامی روی صدرش گذاشت.

      She placed her hand gently on his breast.

      صدر قوی ورزش‌کار به او کمک کرد که عملکرد بهتری داشته باشد.

      The athlete’s strong thorax helped him perform better.

      پیشنهاد بهبود معانی

      مترادف و متضاد صدر

      با کلیک بر روی هر مترادف یا متضاد، معنی آن را مشاهده کنید.

      مترادف:
      پیشوا رئیس
      متضاد:
      ذیل
      مترادف:
      آغوش بر سینه
      مترادف:
      بالا والا
      مترادف:
      بالانشین

      سوال‌های رایج صدر

      صدر یا سدر — کدام درست است؟

      هر دو واژه «صدر» و «سدر» در زبان فارسی وجود دارند و هر دو از نظر املایی درست هستند، اما معنی و کاربرد متفاوتی دارند:

      صَدر به معنی بالاترین قسمت، جلوی بدن، یا رأس و اوج چیزی است. این واژه در متون رسمی، ادبی و مذهبی کاربرد زیادی دارد.

      سِدر نام درختی است که در مناطق گرمسیری رشد می‌کند و در متون دینی و گیاه‌شناسی به این نام شناخته می‌شود.

      ارجاع به لغت صدر

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «صدر» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۹ اسفند ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/صدر

      لغات نزدیک صدر

      • - صددرجه ای
      • - صددرصد
      • - صدر
      • - صدراعظم
      • - صدرالملائک
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه
      تفاوت till و until چیست؟

      تفاوت till و until چیست؟

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

      لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      squishy hawkish dovish Northern Lights anesthetic turn away do up feat gild talisman whether greyhound standard deviation cartogram provide relief زمین مسابقه زمین‌بازی زمین خوردن زن ستیزانه زنبور عسل زنگ زنگوله زن‌ستیز زودگذر زیتون زیر پا گذاشتن زیرسیگاری زیرنویس زیر شاخه زیرنویس فیلم
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.