Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله
    • مترادف و متضاد
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: پنج‌شنبه ۹ بهمن ۱۴۰۴

      بر به انگلیسی

      معنی و نمونه‌جمله

      حرف اضافه قید
      فونتیک فارسی / bar /

      in front of

      in front of

      جلوی

      او ماشینش را بر خانه پارک کرد.

      She parked her car in front of the house.

      لطفاً بر رستوران منتظر من بمان.

      Please wait in front of the restaurant for me.

      حرف اضافه قید
      فونتیک فارسی / bar /

      by, by the side (of something)

      by

      by the side

      کنار

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      فست دیکشنری در ایکس

      او بر پنجره ایستاد و به بیرون نگاه کرد.

      She stood by the window and looked outside.

      بچه‌ها تمام بعدازظهر را بر رودخانه بازی کردند.

      The children played by the side of the river all afternoon.

      حرف اضافه قید
      فونتیک فارسی / bar /

      on, upon, above, on top of

      on

      upon

      above

      on top of

      روی

      بر پیراهن تو لکه‌ای است.

      There is a stain on your shirt.

      گربه بر سقف پرید.

      The cat jumped upon the roof.

      اسم
      فونتیک فارسی / bar /

      by memory, by heart

      by memory

      by heart

      از حفظ

      او شعر را از بر خواند.

      He recited the poem by heart.

      دانش‌آموزان واژگان را از بر تکرار کردند.

      The students repeated the vocabulary by memory.

      اسم
      فونتیک فارسی / barr /

      land, continent, dry land, landmass

      land

      continent

      dry land

      landmass

      قاره، سرزمین

      قاره بزرگ‌ترین بر روی زمین است.

      The continent is the largest landmass on Earth.

      آفریقا دومین بر بزرگ جهان است.

      Africa is the second largest continent in the world.

      اسم
      فونتیک فارسی / bor /

      shuffling, shuffle, (playing cart) cut, cutting, mixing

      shuffling

      shuffle

      cut

      cutting

      mixing

      عمل آمیختن

      صدای بر زدن کاغذهای روی میز دائماً در طول جلسه می‌آمد.

      The shuffling of papers on the desk was constant during the meeting.

      بُر زدن کارت‌ها بخش ضروری بازی‌های کارتی مثل پوکر است.

      Playing cart cutting is an essential part of card games like poker.

      اسم
      فونتیک فارسی / bar /

      looks, visage

      looks

      visage

      سیما، صورت

      او بر زیبایی دارد که توجه همه را جلب می‌کند.

      She has beautiful looks that catch everyone's attention.

      بر معصوم کودک دل همه را آب کرد.

      The child's innocent visage melted the hearts of all.

      پیشوند
      فونتیک فارسی / bar- /

      a prefix employed to strengthen the significance

      a prefix employed to strengthen the significance

      پیشوندی برای تشدید معنی

      براندازی

      abolition

      برافروختن

      inflame

      سازه‌ی پیوندی
      فونتیک فارسی / -bar /

      a combining form (meaning: carrier)

      a combining form

      حامل

      کولبر

      Kolbar

      پیامبر

      messenger

      سازه‌ی پیوندی
      فونتیک فارسی / -bor /

      a combining form (meaning: cut, -cutter)

      a combining form

      برنده

      چوب‌بر

      woodcutter

      چمن‌بر

      lawnmower

      اسم
      فونتیک فارسی / bar /

      fruit, result, profit, yield

      fruit

      result

      profit

      yield

      میوه، نتیجه

      بر روی این درخت رسیده است.

      The fruit on this tree is ripe.

      موفقیت او بر تعهد است.

      His success is the result of dedication.

      اسم
      فونتیک فارسی / bar /

      the upper part of body

      the upper part of body

      بالاتنه

      بر بدن شامل قفسه‌ی سینه و شانه‌ها است.

      The upper part of the body includes the chest and shoulders.

      تمرین‌ها بر تقویت بر تمرکز دارند.

      The exercises focus on strengthening the upper part of the body.

      اسم
      فونتیک فارسی / berr /

      قدیمی a pious man, a good man

      a pious man

      a good man

      آدم پارسا

      بر همیشه به نیازمندان کمک می‌کند.

      A pious man always helps those in need.

      بر زندگی ساده و فروتنانه‌ای دارد.

      A good man lives a simple and humble life.

      پیشنهاد بهبود معانی

      مترادف و متضاد بر

      با کلیک بر روی هر مترادف یا متضاد، معنی آن را مشاهده کنید.

      مترادف:
      بیابان خشکی دشت زمین فلات قاره هامون
      متضاد:
      بحر دریا یم
      مترادف:
      الکن زبان پریش
      مترادف:
      حرف
      متضاد:
      بالا
      مترادف:
      آغوش بغل
      مترادف:
      پستان پهلو سینه
      مترادف:
      تن
      مترادف:
      کنار
      مترادف:
      بار ثمر ثمره محصول میوه
      مترادف:
      بلندی فراز بالا برفراز روی صدر
      مترادف:
      در به
      مترادف:
      پهلو ضلع
      مترادف:
      سود فایده نفع
      مترادف:
      علیه
      مترادف:
      احسان خوبی نیکوکاری نیکی نیکویی
      متضاد:
      سیئه
      مترادف:
      صفت
      مترادف:
      زیاد بسیار متعدد
      مترادف:
      گروه دسته عالم
      مترادف:
      قاطی مخلوط

      ارجاع به لغت بر

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «بر» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۲۷ بهمن ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/بر

      لغات نزدیک بر

      • - بذله‌گو
      • - بذله‌گویی
      • - بر
      • - بر آن
      • - بر آن بودن
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه
      تفاوت till و until چیست؟

      تفاوت till و until چیست؟

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

      لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      duress during economics ecstasy Eden representational repulsive rivet room and board room interviewer rush hour saggy salon satchel خودسرانه خوش قول خوشبخت شدن خوشنویسی خون‌آشام دائم‌الخمر داخل دادخواهی دادنامه دادگاه داستان بلند دانستن دانش دانشجوی پزشکی امور
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.