آیکن بنر

جام جهانی ۲۰۲۶ - زبان رسمی فوتبال رو یاد بگیر

جام جهانی ۲۰۲۶ - زبان رسمی فوتبال رو یاد بگیر

کوییز فوتبالی
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله
    • مترادف و متضاد
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: جمعه ۸ خرداد ۱۴۰۵

      حرف به انگلیسی

      توضیحات:

      شکل مفرد معنای آخر این لغت: حرفه

      معنی و نمونه‌جمله

      اسم
      فونتیک فارسی / harf /

      زبان‌شناسی letter, character

      letter

      character

      هریک از واحدهای الفبا
      CEFR
      سطح واقعی لغات انگلیسیت رو بدون! تست رایگان · ۳۰ سوال · نتیجه فوری
      شروع تست

      بیست و شش حرف الفبای انگلیسی

      the twenty-six characters of the English alphabet

      حرف «Q» هفدهمین حرف الفباست.

      The letter "Q" is the seventeenth letter in the alphabet.

      اسم
      فونتیک فارسی / harf /

      talk, speech, utterance, chat, remark, statement

      talk

      speech

      utterance

      chat

      remark

      statement

      سخن، صحبت، گفتار

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      فست دیکشنری در اینستاگرام

      حرفش خیلی آموزنده بود.

      Her speech was very informative.

      از این‌همه حرف مفت درباره‌ی طلاق احتمالی آن‌ها خسته شده‌ام.

      I am tired of all the chitchat about their probable divorce.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      او اهل عمل است نه حرف.

      He is interested in doing, not talking.

      اسم
      فونتیک فارسی / harf /

      term, word

      term

      word

      کلمه، لغت

      فقط با یک حرف مخالفان خود را خاموش کرد.

      He extinguished his opponents with a single word.

      آنچه که بدان نیاز داریم عمل است، نه حرف.

      What we need is deeds not words.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      حرف را با عمل توأم کردن

      to accompany words with deeds

      اسم جمع
      فونتیک فارسی / heraf /

      کسب‌وکار jobs, professions, careers, businesses, vocations, occupations, trades, works, pursuits, crafts, employments, practices, callings

      jobs

      professions

      careers

      businesses

      vocations

      occupations

      trades

      works

      pursuits

      crafts

      employments

      practices

      callings

      حرفه‌ها، شغل‌ها

      برادرم حرف مختلفی دارد: معلمی، نوازندگی و مهندسی نرم‌افزار.

      My brother has different occupations: a teacher, a musician, and a software engineer.

      او در مورد حرف مختلفی در زمینه‌ی پزشکی تحقیق کرد.

      She researched different careers in the medical field.

      پیشنهاد بهبود معانی

      مترادف و متضاد حرف

      با کلیک بر روی هر مترادف یا متضاد، معنی آن را مشاهده کنید.

      مترادف:
      پیشه‌ها حرفه‌ها شغل‌هامشاغل
      مترادف:
      صنعت‌ها
      مترادف:
      عرض
      متضاد:
      عدد رقم
      مترادف:
      سخن کلام گفتار گفت
      مترادف:
      تکلم
      مترادف:
      الفبا نویسه

      ارجاع به لغت حرف

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «حرف» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۲۶ خرداد ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/حرف

      لغات نزدیک حرف

      • - حرص
      • - حرص زدن
      • - حرف
      • - حرف آخر
      • - حرف آموز
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه
      ما هم مثل شما، دنبال راه حل هستیم

      ما هم مثل شما، دنبال راه حل هستیم

      تفاوت till و until چیست؟

      تفاوت till و until چیست؟

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      unobtainable unexplored wilderness unexpected outcome undernourished undeniable tulsa tsunami loyalty himself hit home hit the jackpot hold onto homie honesty is the best policy honeybunch چوب مسگر متلک تمرهندی خودفروشی کردن در کونی کوزه یکتا یک ششم یخچال‌فریزر گوزن شمالی گنده گل‌فروش گرما گرانول
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز تست سطح زبان انگلیسی
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.