آیکن بنر

ایرانیان عزیز، متاسفانه به علت اختلالات اینترنت، برخی امکانات اختلال دارند.

ایرانیان عزیز، متاسفانه به علت اختلالات اینترنت، برخی امکانات اختلال دارند :(

:(
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله
    • مترادف و متضاد
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: سه‌شنبه ۶ آبان ۱۴۰۴

      عرض به انگلیسی

      معنی و نمونه‌جمله

      اسم
      فونتیک فارسی / arz /

      ریاضی width, breadth, wideness, spread, broadness, latitude, across

      width

      breadth

      wideness

      spread

      broadness

      latitude

      across

      پهنا

      مکعب سه بعد دارد: طول، عرض و عمق

      cubes have three dimensions: length, width, and depth

      او با شنا عرض رودخانه را طی کرد.

      He swam across the river.

      اسم
      فونتیک فارسی / arz /

      time, throughout, period, within (a specified length of time)

      time

      throughout

      period

      within

      مدت، فاصله‌ی زمانی

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      فست دیکشنری در اینستاگرام

      نمایش قرار است در عرض سه ساعت اجرا شود.

      The show is scheduled to run for three hours' time.

      این پروژه باید در عرض یک دوره‌ی شش ماهه تکمیل شود.

      The project must be completed within a six-month period.

      اسم
      فونتیک فارسی / arz /

      presentation, proposal, showing up, exhibition, flaunting, flexing

      presentation

      proposal

      showing up

      exhibition

      flaunting

      flexing

      ارائه

      او به‌خاطر عرض واضح و جذابش تحسین شد.

      She received praise for her clear and engaging presentation.

      او عرض دقیقی برای طرح توسعه‌ی جامعه نوشت.

      She wrote a detailed proposal for the community development plan.

      اسم
      فونتیک فارسی / arz /

      statement, say, saying, utterance, talk

      statement

      say

      saying

      utterance

      talk

      گفتن

      عرض او در جلسه کوتاه اما پرمعنی بود.

      His utterance during the meeting was brief but meaningful.

      بعداز عرض او یک مکث ایجاد شد قبل‌از اینکه کسی پاسخ دهد.

      There was a pause after his statement before anyone responded.

      اسم
      فونتیک فارسی / araz /

      accident, event, occasion, occurrence

      accident

      event

      occasion

      occurrence

      عارضه، رویداد

      این عرض منجر به مشکلاتی در بهبودی او شد.

      The accident led to complications in his recovery.

      این عرض غیرمنتظره بود و نیاز به توجه فوری داشت.

      The event was unexpected and required immediate attention.

      اسم
      فونتیک فارسی / erz /

      ادبی respect, credit, honor, honour, prestige, reputation

      respect

      credit

      honor

      honour

      prestige

      reputation

      آبرو، اعتبار

      حفظ عرض برای داشتن شهرت خوب مهم است.

      Maintaining respect is important for a good reputation.

      عرض را به جایی بده که شایسته است.

      Give credit where credit is due.

      پیشنهاد بهبود معانی

      مترادف و متضاد عرض

      با کلیک بر روی هر مترادف یا متضاد، معنی آن را مشاهده کنید.

      مترادف:
      پهنا پهنه
      متضاد:
      درازا درازی طول
      مترادف:
      بیان حرف سخن گفتار گفته
      مترادف:
      شرح وصف
      مترادف:
      آبرو اعتبار جاه حیثیت شرف قدر ناموس
      مترادف:
      ذات گوهر نفس

      سوال‌های رایج عرض

      ارض یا عرض — کدام درست است؟

      هر دو کلمه «ارض» و «عرض» در زبان فارسی وجود دارند اما معنای متفاوتی دارند و هر دو از نظر املایی درست هستند.

      «ارض» به معنی زمین است و بیشتر در متون دینی، علمی و ادبی به کار می‌رود.

      «عرض» به معنی پهنا، عرض کردن، ارائه دادن یا عرض سلام است و در زبان روزمره و متون رسمی بسیار رایج است.

      «ارض» و «عرض» دو کلمه متفاوت با معانی مختلف‌اند که هر دو به درستی نوشته می‌شوند، ولی کاربردشان با هم فرق دارد. بنابراین انتخاب درست بسته به معنای مورد نظر است.

      ارجاع به لغت عرض

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «عرض» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۸ اسفند ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/عرض

      لغات نزدیک عرض

      • - عرصه
      • - عرصه شطرنج
      • - عرض
      • - عرض آبرو
      • - عرض‌اندام
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه
      تفاوت till و until چیست؟

      تفاوت till و until چیست؟

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

      لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      appalachian tea mixture niche electroencephalogram eschewal hyperbolism horsepox northwestwardly jollification heulandite paullownia reveal a talent Ridiculously small substantial number (of) grind اجازه‌ی عبور کارت وفاداری صافی فخر فروختن کمپوت گل لاله گوجه‌سبز عابر پیاده روزمره روز رستاخیز روستا رژگونه رژیمی زبان عبری زمان کوتاه
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.