Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله
    • مترادف و متضاد
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: سه‌شنبه ۲۸ مرداد ۱۴۰۴

      در به انگلیسی

      معنی و نمونه‌جمله

      اسم
      فونتیک فارسی / dar /

      door, gate, hatch, trapdoor, doorway, gateway, stile, turnstile, ply-

      door

      gate

      hatch

      trapdoor

      doorway

      gateway

      stile

      turnstile

      ply-

      در, door, gate, hatch, trapdoor, doorway, gateway, stile, turnstile, ply-
      محلی برای ورود و خروج

      در خانه‌ی آن‌ها آهنی است.

      the door of their house is made of iron

      (حافظ) در میخانه ببستند خدایا

      o, God, they closed the tavern door...

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      (مولوی) گفت پیغمبر که گر کوبی دری / عاقبت زان در برون آید سری

      said the Prophet, if you keep knocking on a door / a head will finally come through the door

      اسم
      فونتیک فارسی / dar /

      cap, lid, cork, top, plug, stopper, bung

      cap

      lid

      cork

      top

      plug

      stopper

      bung

      در, cap, lid, cork, top, plug, stopper, bung
      سرپوش (بطری و قوطی و غیره)

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      فست دیکشنری در اینستاگرام

      در قوطی قهوه را با زحمت باز کردم.

      i removed the lid of the coffee can with difficulty

      این بطری در ندارد

      this bottle does not have a cap

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      در چمدان من با زیپ بسته می‌شود.

      the top of my suitcase closes with a zipper

      در بطری

      bottle cap

      در قوطی را باز کن

      open the lid of the can

      اسم
      فونتیک فارسی / dar /

      opening, orifice, aperture, mouth

      opening

      orifice

      aperture

      mouth

      گشادگی دیوار و غیره برای عبور

      او با احتیاط در پاکت را قبل‌از خواندن نامه‌ی داخل آن بررسی کرد.

      She carefully examined the opening of the envelope before reading the letter inside.

      در بزرگ مقبره با تاک‌ها پوشیده شده بود.

      The large mouth of the ancient tomb was covered in vines.

      اسم
      فونتیک فارسی / dar /

      subject, topic, heading

      subject

      topic

      heading

      موضوع

      از هر دری سخن گفت.

      he spoke about many topics

      او در جدیدی به ارائه اضافه کرد تا وضوح بیشتری ایجاد کند.

      She added a new heading to the presentation for clarity.

      اسم
      فونتیک فارسی / dar /

      way, method, stratagem, manner, mode, means

      way

      method

      stratagem

      manner

      mode

      means

      راه دسترسی یا حصول

      چون شکست خوردند، از در آشتی درآمدند.

      because they were defeated, they sought the way of peace

      آن‌ها در متفاوتی را برای حل مشکل انتخاب کردند.

      They chose a different method to solve the problem.

      حرف اضافه
      فونتیک فارسی / dar /

      in, inside, within, at, during

      in

      inside

      within

      at

      during

      (واژافزا) درون، داخل

      چقدر پول در بانک داری؟

      how much money do you have in the bank?

      در خانه اگر کس است، یک حرف بس است. (خواجه‌عبدالله انصاری)

      in there is anyone in the house, one word should suffice

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      جواهرات را در جعبه‌ای قرار دادم.

      i put the jewels inside a box

      در این اتاق

      inside this room

      در یک ساعت آن را نوشت

      he wrote it within an hour

      در چه هنگام؟

      at what time?

      در این مدت

      during this time

      حرف اضافه
      فونتیک فارسی / dar /

      at, to, toward, in the direction of

      at

      to

      toward

      in the direction of

      به‌سوی

      نگه کرد رنجیده در من فقیه / نگه‌ کردن عاقل اندر سفیه (سعدی)

      the sage looked at me with hurt in his eyes / the look of a wise man at a fool

      او در پارک رفت و از هوای تازه لذت برد.

      She walked toward the park, enjoying the fresh air.

      حرف اضافه
      فونتیک فارسی / dar /

      about, in relation to, concerning

      about

      in relation to

      concerning

      راجع‌‌به، درباره‌ی

      در سیاست اصلاً وارد نیستم.

      i am not at all involved in politics

      دراین‌باره با من حرف نزن.

      don't talk to me about this

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      درباره‌ی اضافه حقوق‌ها هنوز تصمیم نگرفته‌اند.

      they haven't yet made a decision concerning pay raises

      حرف اضافه
      فونتیک فارسی / dar /

      is being..., in the process of, about (to be ...)

      is being...

      in the process of

      about

      درحال

      خانه برای افزایش ارزش آن در نوسازی است.

      The house is being renovated to improve its value.

      آن‌ها در برنامه‌ریزی برای عروسی هستند و هر جزئیاتی اهمیت دارد.

      They are in the process of planning the wedding, and every detail matters.

      حرف اضافه
      فونتیک فارسی / dar /

      during, while, in

      during

      while

      in

      در هنگام

      در زمستان پالتو می‌پوشم.

      in wintertime, I wear an overcoat

      در مثل مناقشه نیست!

      an example is not to be questioned too closely!

      حرف اضافه
      فونتیک فارسی / dar /

      exactly, quite, on, at

      exactly

      quite

      on

      at

      درست، دقیقاً

      در دم پاسخ داد

      he answered instantly

      در ساعت مقرر آمد

      he came at the appointed time

      حرف اضافه
      فونتیک فارسی / dar /

      throughly, utterly, complete, well

      throughly

      utterly

      complete

      well

      برای تاکید

      این دو ماده را باهم درآمیختند.

      they mixed these two ingredients thoroughly

      او در کارش متعهد بود، اما زمانی را برای خانواده‌اش گذاشت.

      She was utterly devoted to her work, yet she found time for her family.

      حرف اضافه
      فونتیک فارسی / dar /

      by

      by

      ضرب‌در، نشان طول و عرض

      یک قالی سه در چهار

      a three-by-four (meters) carpet

      اتاقی به وسعت هفت متر در نه متر

      a room with an area of seven by nine meters

      پیشوند
      فونتیک فارسی / dar /

      a prefix that makes the verb more emphatic, clearer, etc.

      a prefix that makes the verb more emphatic

      clearer

      etc.

      معنی فعل را مؤکدتر یا روشن‌تر می‌کند

      درآمدن

      to come out

      درآمیختن

      to mix

      سازه‌ی پیوندی
      فونتیک فارسی / -dar /

      a combining form (meaning: cutter, ripper)

      a combining form

      پاره‌کننده

      پرده‌در

      slanderous

      اسم
      فونتیک فارسی / dor(r) /

      ادبی pearl

      pearl

      مروارید

      ماهیگیر در نادری را در صدف پیدا کرد.

      The fisherman found a rare pearl in the oyster.

      در زیر نور به‌زیبایی درخشید.

      The pearl shimmered beautifully under the light.

      پیشنهاد بهبود معانی

      مترادف و متضاد در

      با کلیک بر روی هر مترادف یا متضاد، معنی آن را مشاهده کنید.

      مترادف:
      باب درب دروازه
      مترادف:
      اندر تو داخل درون مدخل
      مترادف:
      سرپوش سر
      مترادف:
      پشه
      مترادف:
      دره
      مترادف:
      جمان دردانه دره گوهر گوهر لولو مروارید

      سوال‌های رایج در

      در به انگلیسی چی می‌شه؟

      کلمه‌ی «در» در زبان انگلیسی به door ترجمه می‌شود.

      «در» یکی از ابتدایی‌ترین و در عین حال مهم‌ترین اجزای معماری در هر سازه‌ است. وظیفه‌ی اصلی در، فراهم‌ کردن امکان ورود و خروج به فضاهاست؛ خواه این فضا یک خانه‌ی مسکونی باشد یا یک اداره، مدرسه، فروشگاه، خودرو یا حتی کابینت و یخچال. این عنصر ساده در ظاهر، کارکردهای متعددی دارد که از جمله‌ی آن‌ها می‌توان به امنیت، حفظ حریم خصوصی، کنترل صدا و دما، و جداسازی فضاهای داخلی و خارجی اشاره کرد.

      از لحاظ ساختاری، در معمولاً از موادی مانند چوب، فلز، شیشه، پلاستیک فشرده یا ترکیبی از این‌ها ساخته می‌شود و به واسطه‌ی لولا یا ریل به قاب خود متصل می‌گردد. شکل و طراحی درها نیز بسته به نوع فضا و نیاز افراد، بسیار متنوع است؛ از درهای کلاسیک با طراحی سنتی گرفته تا درهای کشویی، چرخان، اتوماتیک و ضدسرقت که در معماری مدرن کاربرد فراوانی دارند.

      از نظر فرهنگی و نمادین، «در» مفهومی فراتر از کارکرد فیزیکی‌اش دارد. در بسیاری از متون ادبی، عرفانی و دینی، در به عنوان نماد آستانه، گذرگاه، ورود به مرحله‌ای تازه یا راه رسیدن به حقیقت معرفی می‌شود. در شعر فارسی، عباراتی مانند «در وصل»، «در معرفت» یا «در خانه‌ی دوست» بار معنایی عمیقی دارند که به تحولی درونی یا عبور از مانعی اشاره دارند.

      در فرهنگ عامه نیز در به مثابه‌ی شروع یا پایان یک تجربه یا رابطه تعبیر می‌شود. بستن در، ممکن است نشانه‌ای از پایان یک ارتباط، محافظت از خود یا شروع خلوت فردی باشد. باز کردن در، نشانگر پذیرش، مهمان‌نوازی، یا گشودن دل به روی دیگران است. به همین دلیل است که بسیاری از آیین‌ها و باورهای مردمی با باز و بسته شدن درها در ارتباط‌اند.

      «در» با تمام سادگی‌اش، یکی از عناصری‌ست که هم در فضای فیزیکی و هم در مفهوم ذهنی انسان‌ها حضوری پایدار دارد. چه در مقام محافظی خاموش برای خانه‌ای آرام، و چه در قالب نمادی از انتخاب، تغییر یا تحول، نقش آن در زندگی انسان، هم کاربردی است و هم عاطفی.

      در یا درب - کدام درست است؟

      شکل درست و معیار این واژه در زبان فارسی «در» است. «دَر» واژه‌ای فارسی و اصیل است که به معنای مدخل، راه ورود و خروج، یا وسیله‌ای برای باز و بسته کردن ورودی یک فضا به‌کار می‌رود. مثال: در را ببند.

      ارجاع به لغت در

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «در» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۲۷ بهمن ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/در

      لغات نزدیک در

      • - ددمنشی
      • - دده
      • - در
      • - در آب
      • - در آب جوش پختن
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه
      تفاوت till و until چیست؟

      تفاوت till و until چیست؟

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

      لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      duress during economics ecstasy Eden representational repulsive rivet room and board room interviewer rush hour saggy salon satchel خودسرانه خوش قول خوشبخت شدن خوشنویسی خون‌آشام دائم‌الخمر داخل دادخواهی دادنامه دادگاه داستان بلند دانستن دانش دانشجوی پزشکی امور
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.