Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۱۲ آذر ۱۴۰۲

      Precious

      ˈpreʃəs ˈpreʃəs

      صفت تفضیلی:

      more precious

      صفت عالی:

      most precious

      معنی precious | جمله با precious

      adjective B2

      قیمتی، گران‌بها، نفیس، باارزش، ارزشمند، گران‌قیمت، گرانمایه

      His delay caused the loss of a precious opportunity.

      تأخیر او موجب از دست‌ رفتن یک فرصت باارزش شد.

      We must protect our planet's precious resources.

      ما باید از منابع ارزشمند سیاره‌مان محافظت کنیم.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      a precious jewel

      گوهر گران‌بها

      precious metals

      فلزات قیمتی

      our precious civil rights

      حقوق مدنی ارزشمند ما

      alas for the precious life that has flown by...

      افسوس بر آن عمر گرانمایه که بگذشت…

      adjective

      عزیز، محبوب، گرامی

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      همگام سازی در فست دیکشنری

      My grandmother gave me her precious necklace.

      مادربزرگم گردنبند محبوبش را به من داد.

      precious memories

      خاطرات عزیز

      adjective

      وسواسی، سختگیر، پرتکلف، پرتصنع

      At times his poetry tends to become precious.

      گه‌گاه شعر او پرتصنع می‌شود.

      adverb

      خیلی، بسیار، زیاد

      She said precious little.

      خیلی کم حرف زد.

      پیشنهاد بهبود معانی

      انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد precious

      1. adjective favorite, valued
        Synonyms:
        loved dear treasured prized beloved adored darling cherished pet idolized dearest inestimable
        Antonyms:
        worthless useless valueless disfavored
      1. adjective expensive; rare
        Synonyms:
        expensive costly valuable dear rich fine prized choice invaluable priceless treasurable high-priced prizable exquisite worth a king’s ransom worth one’s weight in gold worth eyeteeth inestimable recherché
        Antonyms:
        cheap inexpensive common
      1. adjective extremely sophisticated and picky
        Synonyms:
        fastidious particular choosy dainty nice refined affected artificial pretentious fussy delicate studied artful showy finicky ostentatious stagy la-di-da overnice overrefined chichi persnickety alembicated precieux
        Antonyms:
        deficient defective impaired

      سوال‌های رایج precious

      صفت تفضیلی precious چی میشه؟

      صفت تفضیلی precious در زبان انگلیسی more precious است.

      صفت عالی precious چی میشه؟

      صفت عالی precious در زبان انگلیسی most precious است.

      ارجاع به لغت precious

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «precious» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۲۸ بهمن ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/precious

      لغات نزدیک precious

      • - precinct
      • - preciosity
      • - precious
      • - precious little chance
      • - precious stone
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه
      تفاوت till و until چیست؟

      تفاوت till و until چیست؟

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

      لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      satirical sender September assault force sectional sheath knife seminar smite snapback repackage look threesome main either salsa انتظام انقلابی باشگاه برهمن بیهودگی آب دهان قورت دادن آخیش آدم آزاد آزادیخواه آسان آسیا آس و پاس آشفته آفت آفتاب‌پرست
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.