Precious

ˈpreʃəs ˈpreʃəs
آخرین به‌روزرسانی:
|
  • صفت تفضیلی:

    more precious
  • صفت عالی:

    most precious

معنی‌ها و نمونه‌جمله‌ها

  • adjective B2
    قیمتی، گران‌بها، نفیس، باارزش، ارزشمند، گران‌قیمت، گرانمایه
    • - His delay caused the loss of a precious opportunity.
    • - تأخیر او موجب از دست‌ رفتن یک فرصت باارزش شد.
    • - We must protect our planet's precious resources.
    • - ما باید از منابع ارزشمند سیاره‌مان محافظت کنیم.
    • - a precious jewel
    • - گوهر گران‌بها
    • - precious metals
    • - فلزات قیمتی
    • - our precious civil rights
    • - حقوق مدنی ارزشمند ما
    • - alas for the precious life that has flown by...
    • - افسوس بر آن عمر گرانمایه که بگذشت…
    مشاهده نمونه‌جمله بیشتر
  • adjective
    عزیز، محبوب، گرامی
    • - My grandmother gave me her precious necklace.
    • - مادربزرگم گردنبند محبوبش را به من داد.
    • - precious memories
    • - خاطرات عزیز
  • adjective
    وسواسی، سختگیر، پرتکلف، پرتصنع
    • - At times his poetry tends to become precious.
    • - گه‌گاه شعر او پرتصنع می‌شود.
  • adverb
    خیلی، بسیار، زیاد
    • - She said precious little.
    • - خیلی کم حرف زد.
پیشنهاد بهبود معانی

تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

مترادف و متضاد precious

  1. adjective favorite, valued
    Synonyms: adored, beloved, cherished, darling, dear, dearest, idolized, inestimable, loved, pet, prized, treasured
    Antonyms: disfavored, useless, valueless, worthless
  2. adjective expensive; rare
    Synonyms: choice, costly, dear, exquisite, fine, high-priced, inestimable, invaluable, priceless, prizable, prized, recherché, rich, treasurable, valuable, worth a king’s ransom, worth eyeteeth, worth one’s weight in gold
    Antonyms: cheap, common, inexpensive
  3. adjective extremely sophisticated and picky
    Synonyms: affected, alembicated, artful, artificial, chichi, choosy, dainty, delicate, fastidious, finicky, fragile, fussy, la-di-da, nice, ostentatious, overnice, overrefined, particular, persnickety, precieux, pretentious, refined, showy, stagy, studied
    Antonyms: defective, deficient, impaired

ارجاع به لغت precious

از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

کپی

معنی لغت «precious» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۲۶ خرداد ۱۴۰۳، از https://fastdic.com/word/precious

لغات نزدیک precious

پیشنهاد بهبود معانی