آیکن بنر

افزونه‌ی کروم فست‌دیکشنری به‌روزرسانی شد

افزونه‌ی فست‌دیکشنری به‌روزرسانی شد

تست کنید
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
    آخرین به‌روزرسانی: ۱۱ شهریور ۱۴۰۴

    Out Of Sorts

    معنی out of sorts

    idiom

    1- خلق تنگ، بد‌خلق، عصبانی 2- کمی ناخوش، دارای کسالت 3- بی‌دل‌ودماغ، بی‌حوصله

    link-banner

    لیست کامل لغات دسته‌بندی شده‌ی کاربردی پیشرفته

    مشاهده

    تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

    همگام سازی در فست دیکشنری
    پیشنهاد بهبود معانی

    انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد out of sorts

    1. adjective in a bad humor
      Synonyms:
      unwell under the weather out of humor below par

    سوال‌های رایج out of sorts

    معنی out of sorts به فارسی چی می‌شه؟

    عبارت «out of sorts» در زبان فارسی به معنای بی‌حوصله، ناخوش، کج‌خلق یا در وضعیت روحی و جسمی نامناسب بودن ترجمه می‌شود.

    این اصطلاح بیشتر در موقعیت‌هایی به کار می‌رود که فرد حال معمول خود را ندارد، نه آن‌قدر بیمار است که نتواند فعالیت کند، و نه آن‌قدر سرحال که بتوان او را شاد و پرانرژی دانست. حالتی بینابینی است که می‌تواند به دلایل مختلفی مانند خستگی، کم‌خوابی، مشکلات روزمره یا ناراحتی‌های جزئی جسمی رخ دهد.

    زمانی که فردی «out of sorts» است، معمولاً اطرافیان او متوجه تغییر در رفتار و واکنش‌هایش می‌شوند. ممکن است فرد زودتر عصبانی شود، کمتر لبخند بزند یا از تعامل‌های اجتماعی فاصله بگیرد. در این وضعیت، نه‌تنها وضعیت روانی فرد دچار تغییر می‌شود، بلکه حتی کیفیت انجام کارهای روزمره‌اش هم کاهش پیدا می‌کند. برای نمونه، کسی که بی‌حوصله است شاید کارهای ساده‌ای مانند مطالعه یا گفتگو را به تعویق بیندازد یا به آن‌ها علاقه نشان ندهد.

    از منظر جسمی نیز «out of sorts» بودن می‌تواند ناشی از عواملی مانند سردردهای خفیف، دل‌درد، یا حتی تغییرات آب‌وهوایی باشد. گاهی بدن به استراحت و بازیابی انرژی نیاز دارد و این حالت، زنگ هشداری است که نشان می‌دهد فرد باید کمی از فشارهای روزانه فاصله بگیرد. به همین دلیل بسیاری از افراد پس از خواب کافی یا یک روز استراحت دوباره به حالت طبیعی خود بازمی‌گردند.

    از دیدگاه اجتماعی، این حالت می‌تواند بر روابط فرد با دیگران اثرگذار باشد. وقتی کسی بی‌حوصله یا کج‌خلق است، ممکن است به‌طور ناخودآگاه در برخورد با خانواده، همکاران یا دوستان رفتاری سرد و بی‌انرژی نشان دهد. همین مسئله می‌تواند سوءتفاهم‌هایی ایجاد کند، زیرا اطرافیان ممکن است دلیل تغییر خلق او را ندانند و رفتار او را به حساب بی‌توجهی یا بی‌احترامی بگذارند. در نتیجه، آگاهی از معنای این اصطلاح کمک می‌کند تا افراد رفتارهای گذرای یکدیگر را بهتر درک کنند.

    «out of sorts» وضعیتی گذرا و موقتی است که اغلب با کمی استراحت، تغییر محیط یا حتی انجام فعالیت‌های دلخواه برطرف می‌شود. اهمیت این اصطلاح در این است که به‌سادگی و در یک جمله کوتاه، مجموعه‌ای از احساسات جسمی و روانی را توصیف می‌کند که بسیاری از انسان‌ها در زندگی روزمره بارها تجربه می‌کنند. شناخت و استفاده صحیح از آن در زبان انگلیسی می‌تواند به انتقال دقیق‌تر حالات و احساسات کمک کند.

    ارجاع به لغت out of sorts

    از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

    شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

    کپی

    معنی لغت «out of sorts» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۲۷ دی ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/out-of-sorts

    لغات نزدیک out of sorts

    • - out of sight of
    • - out of sight, out of mind
    • - out of sorts
    • - out of spirits
    • - out of square
    پیشنهاد بهبود معانی

    آخرین مطالب وبلاگ

    مشاهده‌ی همه
    تفاوت till و until چیست؟

    تفاوت till و until چیست؟

    لغات تنیس به انگلیسی

    لغات تنیس به انگلیسی

    لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

    لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

    لغات تصادفی

    اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

    ataraxia treatment birth mother raise raise a family because adoptive parent beat time beastie beanstalk give birth be due for something be nice to someone be expecting be wary of (something) حیرت متحیر بهتان جغور بغور بغ‌بغو باقلوا تنبان تبرئه شلغم آب‌وهوا ایروبیک ناجی زهر عامیانه مغلق
    بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
    فست دیکشنری
    فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

    فست دیکشنری
    دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز
    مترجم‌ها
    ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
    ابزارها
    ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
    وبلاگ
    وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
    قوانین و ارتباط با ما
    پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
    فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
    فست دیکشنری در اینستاگرام
    فست دیکشنری در توییتر
    فست دیکشنری در تلگرام
    فست دیکشنری در یوتیوب
    فست دیکشنری در تیکتاک
    تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
    © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.