آیکن بنر

هزینه‌ی اشتراک‌ها در تاریخ ۲۰ شهریور به‌روزرسانی می‌شوند.

به‌روزرسانی هزینه‌ی اشتراک‌ها در تاریخ ۲۰ شهریور

خرید با قیمت فعلی
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    اکستنشن مرورگرها مشاهده
    افزونه‌ی کروم افزونه‌ی فایرفاکس افزونه‌ی مایکروسافت اج
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
    ابزار تصحیح رایتینگ آیلتس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۱۹ مهر ۱۴۰۴

      Unwell

      ʌnˈwel ʌnˈwel

      معنی unwell

      noun B1

      بدحال، ناخوش، ناپاک

      مترجم متن با هوش مصنوعی ابزار فست‌دیکشنری · انگلیسی، آلمانی، فرانسوی و...
      امتحان کن
      پیشنهاد بهبود معانی

      انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد unwell

      1. adjective sick
        Synonyms:
        ill unhealthy ailing sickly weak frail diseased feverish nauseated infected suffering impaired infirm feeble run down invalid debilitated in poor health not feeling well under the weather laid-up bedridden hospitalized under medication broken down sick as a dog incurable

      سوال‌های رایج unwell

      معنی unwell به فارسی چی می‌شه؟

      کلمه‌ی «unwell» در زبان فارسی به «بیمار»، «ناخوش» یا «بدحال» ترجمه می‌شود.

      این واژه برای توصیف حالتی به کار می‌رود که در آن فرد احساس ناراحتی جسمی یا خستگی عمومی دارد و سلامت او به صورت کامل برقرار نیست. «Unwell» اغلب کاربردی عمومی و غیررسمی دارد و می‌تواند شامل بیماری‌های خفیف، کسالت موقتی یا کاهش انرژی بدن باشد، بدون اینکه به جزئیات پزشکی دقیق اشاره کند.

      در مکالمات روزمره، «unwell» معمولاً برای اطلاع دادن به دیگران درباره‌ی وضعیت جسمی خود یا دیگران به کار می‌رود. برای مثال، جمله‌ی I’m feeling a bit unwell today یعنی «امروز کمی حالم خوب نیست» بیانگر ناراحتی عمومی یا کسالت است و نیازی به جزئیات دقیق ندارد. این کاربرد، بیان ساده و مودبانه‌ای برای انتقال وضعیت سلامت است و معمولاً در محیط کاری، خانوادگی یا دوستانه استفاده می‌شود.

      از منظر مراقبت‌های پزشکی و روانی، توصیف شخصی با واژه‌ی «unwell» می‌تواند اولین گام برای تشخیص مشکل و دریافت کمک باشد. فرد ممکن است احساس ضعف، سرگیجه، سردرد یا دیگر علائم جسمی را تجربه کند و استفاده از این واژه راهی کوتاه برای انتقال این تجربه به پزشک یا مراقب سلامت فراهم می‌کند. در این معنا، «unwell» به طور غیررسمی بیانگر نیاز به توجه و مراقبت است.

      در ادبیات و نوشتار، «unwell» گاهی برای ایجاد حس همدلی، آسیب‌پذیری یا شکنندگی شخصیت‌ها به کار می‌رود. نویسندگان از این واژه برای توصیف حالتی استفاده می‌کنند که شخصیت داستان دچار ناراحتی جسمی یا روحی شده و نیازمند مراقبت یا حمایت است. این کاربرد، بار عاطفی و انسانی واژه را برجسته می‌کند و به خواننده کمک می‌کند تا تجربه‌ی شخصیت را بهتر درک کند.

      «unwell» فراتر از یک صفت ساده جسمی است و نشان‌دهنده‌ی تجربه‌ی انسانی کسالت و آسیب‌پذیری است. این واژه یادآور اهمیت توجه به سلامت فردی و مراقبت از خود و دیگران است و به ما امکان می‌دهد وضعیت جسمی و روانی خود را به شکلی ساده، واضح و مؤثر بیان کنیم. «Unwell» ترکیبی از هشدار، اطلاع و درخواست همدلی است که در زندگی روزمره کاربرد فراوان دارد.

      ارجاع به لغت unwell

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «unwell» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۱۳ شهریور ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/unwell

      لغات نزدیک unwell

      • - unweave
      • - unwelcome
      • - unwell
      • - unwept
      • - unwholesome
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه

      تفاوت Rap و Hip Hop چیست؟

      تفاوت attain و obtain چیست؟

      تفاوت am و pm چیست؟

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      headwind cablet lime-twig acyclic bread mold regional center outbid uniplanar Benue danseuse gameness pentosan overdress inside joke why not سپتامبر سوغاتی سوغات شمع اردیبهشت سوت فروردین بودن ادویه پیوسته نیل قالب طفل غرور گنجینه
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت اکستنشن مرورگرها خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز تست سطح زبان انگلیسی
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس ابزار تصحیح رایتینگ آیلتس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.