sweetness, flavor, flavour, mellifluousness, sugariness, honeyedness
sweetness
flavor
flavour
mellifluousness
sugariness
honeyedness
تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)
حلاوت کلام او اضطرابم را آرام کرد.
The sweetness of her words calmed my anxiety.
او حلاوت توتهای تازه را دوست دارد.
She loves the flavor of sweetness in fresh berries.
من حلاوت این عسل را دوست دارم.
I love the sweetness of this honey.
شکل درست و معیار در زبان فارسی «حلاوت» است.
«حلاوت» به معنی شیرینی، خوشمزگی، لطافت و دلانگیزی است و در متون ادبی، علمی و روزمره به همین صورت استفاده میشود.
شکل «هلاوت» نادرست و اشتباه املایی است و در منابع معتبر فارسی ثبت نشده است.
از آنجا که فستدیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاهها و دانشجویان استفاده میشود، برای رفرنس به این صفحه میتوانید از روشهای ارجاع زیر استفاده کنید.
شیوهی رفرنسدهی:
معنی لغت «حلاوت» در فستدیکشنری. مشاهده در تاریخ ۲۳ خرداد ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/حلاوت