انگلیسی آمریکایی نیازمند تعمیر بودن، خراب بودن، نابهسامان بودن، ازکارافتاده بودن، درست کار نکردن، به هم ریخته بودن، نامعقول بودن، ظاهر مناسب نداشتن
The intricate gears within the old clock appeared to be out of whack, causing it to consistently display the incorrect time.
چرخدندههای پیچیدهی درون ساعت قدیمی به نظر خراب میآمدند و باعث میشدند که زمان را دائماً اشتباه نشان دهد.
Students often find their sleep schedules go out of whack during exam periods due to late-night studying and increased stress.
دانشآموزان اغلب متوجه میشوند که برنامههای خوابشان در طول دورههای امتحانات بهدلیل مطالعه تا دیروقت و افزایش استرس به هم میریزد.
The audio output on the conference room projector seems to be out of whack, requiring technical assistance to resolve the issue.
خروجی صوتی پروژکتور اتاق کنفرانس به نظر خراب است و نیاز به کمک فنی برای حل مشکل دارد.
نامتعادل شدن، نامیزان شدن، ناجور شدن، ناهماهنگ شدن
تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)
When discussing urban planning, it's evident that an imbalance in infrastructure development, such as too much focus on roads and too little on public transport, can put the city's overall mobility system out of whack.
هنگام بحث در مورد برنامهریزی شهری بدیهی است که عدم تعادل در توسعهی زیرساختها، مانند تمرکز بیش از حد بر جادهها و کمبود توجه به حملونقل عمومی، میتواند کل سیستم حملونقل شهر را ناهماهنگ کند.
The project timeline went completely out of whack after unexpected delays in material delivery, requiring a complete reassessment of the completion date.
جدول زمانی پروژه پساز تأخیرهای غیرمنتظره در تحویل مواد کاملاً نامیزان شد و نیاز به ارزیابی مجدد کامل تاریخ اتمام داشت.
عبارت «out of whack» در زبان فارسی به معنای از حالت طبیعی یا عادی خارج شدن، خراب شدن، یا ناهماهنگ شدن ترجمه میشود.
این اصطلاح بیشتر برای توصیف چیزهایی به کار میرود که دیگر درست کار نمیکنند یا نظم و تعادل خود را از دست دادهاند. «Out of whack» میتواند به تجهیزات، سیستمها، برنامهها، یا حتی وضعیت جسمی و روانی افراد اشاره داشته باشد.
وقتی چیزی «out of whack» است، معمولاً عملکرد آن به شکل قابلتوجهی کاهش یافته یا مختل شده است. برای مثال، اگر یک ساعت دیجیتال خراب شود و زمان را درست نشان ندهد، میتوان گفت ساعت «out of whack» است. این اصطلاح نشاندهندهی عدم کارکرد مناسب و نیاز به تعمیر، تنظیم یا بازنگری است.
در زمینهی جسمی یا سلامتی، «out of whack» میتواند به شرایطی اشاره کند که بدن یا ذهن در تعادل نیستند. برای نمونه، وقتی فردی به دلیل کمخوابی یا استرس زیاد دچار سردرد و بیحالی میشود، ممکن است گفته شود بدنش «out of whack» است. این کاربرد اصطلاح، حالت موقتی یا گذرا را نشان میدهد و معمولاً با مراقبت، استراحت یا اصلاح عادات قابل بهبود است.
این اصطلاح در امور روزمره و مدیریت کارها نیز کاربرد دارد. برنامهای که به دلیل تغییرات ناگهانی یا مشکلات سازمانی به درستی پیش نمیرود، میتواند «out of whack» توصیف شود. در این شرایط، نیاز به بازنگری و اصلاح روندها احساس میشود تا هماهنگی و تعادل دوباره برقرار گردد.
«out of whack» مفهومی انعطافپذیر و کاربردی در مکالمات انگلیسی است که به راحتی میتواند برای توصیف هر چیزی که از نظم یا عملکرد عادی خود خارج شده، استفاده شود. آشنایی با این اصطلاح باعث میشود بیان مشکلات فنی، روانی یا حتی مدیریتی به شکل طبیعیتر و ملموستری در گفتگوها و متون انگلیسی صورت گیرد و معانی مختلف عدم هماهنگی یا اختلال به طور دقیق منتقل شود.
از آنجا که فستدیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاهها و دانشجویان استفاده میشود، برای رفرنس به این صفحه میتوانید از روشهای ارجاع زیر استفاده کنید.
شیوهی رفرنسدهی:
معنی لغت «out of whack» در فستدیکشنری. مشاهده در تاریخ ۱۴ شهریور ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/out-of-whack