آیکن بنر

‫تصحیح و ‫تحلیل کامل‬ رایتینگ آیلتس‬ در فست‌دیکشنری

‫تصحیح و ‫تحلیل رایتینگ آیلتس‬ در فست‌دیکشنری

امتحان کن
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
    ابزار تصحیح رایتینگ آیلتس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • Collocations
    • لغات هم‌خانواده
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۲۰ مرداد ۱۴۰۵

      Outbreak

      ˈaʊtbreɪk ˈaʊtbreɪk

      شکل جمع:

      outbreaks

      معنی outbreak | جمله با outbreak

      noun countable C2

      شیوع، همه‌گیری، فراگیری، وقوع، بروز، ظهور (بیماری، جنگ یا چیزی ناخوشایند)

      link-banner

      لیست کامل لغات دسته‌بندی شده‌ی کاربردی پیشرفته

      مشاهده
      CEFR
      سطح واقعی لغات انگلیسیت رو بدون! تست رایگان · ۳۰ سوال · نتیجه فوری
      شروع تست

      The recent outbreak of dengue fever in the region has strained public health resources and highlighted the need for improved sanitation.

      شیوع اخیر تب دنگی در این منطقه، منابع بهداشت عمومی را تحت‌فشار قرار داده و نیاز به بهبود بهداشت محیط را نشان داده است.

      In the lecture, the professor explained how an outbreak of cholera in the nineteenth century transformed urban sanitation policies.

      در کلاس، استاد توضیح داد چگونه شیوع وبا در قرن نوزدهم سیاست‌های بهداشت شهری را دگرگون کرد.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      the outbreak of a disease

      شیوع بیماری

      after the outbreak of hostility between those two countries

      پس‌از بروز خصومت میان آن دو کشور

      noun countable B2

      ‫شورش، طغیان‬، قیام، انقلاب

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      همگام سازی در فست دیکشنری

      After the outbreak of protests downtown, traffic was diverted and several shops closed early.

      پس از آغاز تظاهرات در مرکز شهر، مسیرهای ترافیکی تغییر کرد و چندین مغازه زودتر تعطیل شدند.

      There was an outbreak in the industrial district when workers took to the streets demanding better pay.

      در منطقه‌ی صنعتی وقتی کارگران برای مطالبه‌ی دستمزد بهتر به خیابان‌ها آمدند، شورش رخ داد.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      The sudden outbreak of popular unrest in 1848 forced the government to reconsider its social and economic policies.

      قیام ناگهانی ناآرامی‌های مردمی در سال ۱۸۴۸ دولت را وادار کرد تا سیاست‌های اجتماعی و اقتصادی خود را بازنگری کند.

      پیشنهاد بهبود معانی

      انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد outbreak

      1. noun sudden happening
        Synonyms:
        burst explosion outburst eruption flash commotion disruption roar storm convulsion fit spasm surge uprising rebellion insurrection mutiny revolution epidemic plague beginning onset commencement dawn crack break breaking rending sundering crash detonation discharge blowup flare-up brawl tumult fury volley gush gushing outpouring irruption ebullition effervescence paroxysm sally sortie spurt bursting thunder
        Antonyms:
        end conclusion finale

      Collocations

      outbreak hits

      شیوع پیدا کردن (بیماری و غیره)، ناگهان فراگیر شدن

      لغات هم‌خانواده outbreak

      noun
      break, outbreak, breakage
      adjective
      breakable, broken
      verb - transitive
      break

      سوال‌های رایج outbreak

      شکل جمع outbreak چی میشه؟

      شکل جمع outbreak در زبان انگلیسی outbreaks است.

      ارجاع به لغت outbreak

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «outbreak» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۲۴ مرداد ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/outbreak

      لغات نزدیک outbreak

      • - outbox
      • - outbrave
      • - outbreak
      • - outbreak hits
      • - outbreed
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه
      تفاوت job و work چیست؟

      تفاوت job و work چیست؟

      لغات و اصطلاحات بوکس به انگلیسی

      لغات و اصطلاحات بوکس به انگلیسی

      اصطلاحات شطرنج به انگلیسی

      اصطلاحات شطرنج به انگلیسی

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      ml mm molly Monday monte carlo method multi- my stomach churns nefertiti neutron number old-time order a takeaway otherwise pak choi physical therapy people's republic of china نفر اول نفیس نقره ای هواپز موکول کردن من‌درآوردی منابع ممکن بودن معاینه کردن مسدود کردن مستبد مزایا مرمت متقاضی ماچا
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز تست سطح زبان انگلیسی
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس ابزار تصحیح رایتینگ آیلتس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.