آیکن بنر

امکانات مترجم و هوش مصنوعی فعال و در دسترس هستند

امکانات مترجم و هوش مصنوعی فعال و در دسترس هستند

خرید اشتراک
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • لغات هم‌خانواده
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۱۳ آذر ۱۴۰۲

      Sparkle

      ˈspɑːrkl ˈspɑːkl

      گذشته‌ی ساده:

      sparkled

      شکل سوم:

      sparkled

      سوم‌شخص مفرد:

      sparkles

      وجه وصفی حال:

      sparkling

      شکل جمع:

      sparkles

      معنی sparkle | جمله با sparkle

      noun verb - intransitive adverb

      تلألو داشتن، جرقه زدن، چشمک زدن، برق، تلألو، جرقه، درخشش

      link-banner

      لیست کامل لغات دسته‌بندی شده‌ی کاربردی فوق متوسط

      مشاهده

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      فست دیکشنری در ایکس

      The kitchen is sparkling clean.

      آشپزخانه از تمیزی برق می‌زند.

      Dewdrops sparkle in the morning sun.

      قطرات شبنم در زیر آفتاب بامدادی می‌درخشد.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      Diamonds sparkle.

      الماس برق می‌زند.

      She really sparkled at the wedding.

      او در عروسی واقعاً جلوه کرد.

      Daee Reza's sparkling intelligence

      هوش سرشار دایی رضا

      sparkling wine

      شراب گازدار

      the sparkles of firecrackers

      اخگرهای ترقه

      the sparkle of her black eyes

      درخشش چشمان سیاه او

      a show that lacked sparkle

      نمایشی که حرارت نداشت

      the sparkle of Cleopatra's beauty

      جلوه‌ی زیبای کلئوپاترا

      پیشنهاد بهبود معانی

      انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد sparkle

      1. noun glitter, shine
        Synonyms:
        shine glow gleam spark brilliance radiance dazzle flash glimmer shimmer twinkle animation life spirit vitality vivacity gaiety show glint élan dash panache zip vim zap glitz scintillation coruscation flicker
        Antonyms:
        dullness
      1. verb glitter, shine
        Synonyms:
        shine glow gleam glimmer spark flash flicker shimmer twinkle glisten beam wink glint dance effervesce fizz scintillate fizzle coruscate
        Antonyms:
        dull darken

      لغات هم‌خانواده sparkle

      noun
      sparkle, sparkler
      adjective
      sparkling, sparkly, sparky
      verb - intransitive
      sparkle

      سوال‌های رایج sparkle

      گذشته‌ی ساده sparkle چی میشه؟

      گذشته‌ی ساده sparkle در زبان انگلیسی sparkled است.

      شکل سوم sparkle چی میشه؟

      شکل سوم sparkle در زبان انگلیسی sparkled است.

      شکل جمع sparkle چی میشه؟

      شکل جمع sparkle در زبان انگلیسی sparkles است.

      وجه وصفی حال sparkle چی میشه؟

      وجه وصفی حال sparkle در زبان انگلیسی sparkling است.

      سوم‌شخص مفرد sparkle چی میشه؟

      سوم‌شخص مفرد sparkle در زبان انگلیسی sparkles است.

      ارجاع به لغت sparkle

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «sparkle» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۶ خرداد ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/sparkle

      لغات نزدیک sparkle

      • - sparker
      • - sparkish
      • - sparkle
      • - sparkler
      • - sparkling
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه
      ما هم مثل شما، دنبال راه حل هستیم

      ما هم مثل شما، دنبال راه حل هستیم

      تفاوت till و until چیست؟

      تفاوت till و until چیست؟

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      case in point casita catch up on something change your mind chemical circumnavigate prance calm shopping basket magnitude bushed plausibility satisfactorily scalpel pentagon جنده حشرات خاور رابطه‌ی جنسی یک‌شبه سستی سیار شرمگاه لثه او عالم آسیب‌شناسی آغازین اسب‌سوار استعفا امتحان کننده
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.