گذشتهی ساده:
seededشکل سوم:
seededسومشخص مفرد:
seedsوجه وصفی حال:
seedingشکل جمع:
seedsهمچنین در حالت جمع میتوان از seed بهجای seeds استفاده کرد.
گیاهشناسی بذر، دانه، تخم
لیست کامل لغات دستهبندی شدهی گیاهشناسی
The agricultural sector is heavily reliant on high-quality seed to ensure optimal crop yields and food security.
بخش کشاورزی بهشدت به بذر با کیفیت بالا وابسته است تا عملکرد بهینهی محصولات و امنیت غذایی را تضمین کند.
Cucumber seed can be sown in May.
تخم خیار را میتوان در ماه مه کاشت.
....you planted the seeds of love in me!
....بذر محبت به دلم کاشتی!
She planted a tiny seed in the pot, hoping it would grow into a beautiful flower.
او یک بذر کوچک را در گلدان کاشت، به این امید که به یک گل زیبا تبدیل شود.
poppy seed
دانهی خشخاش
watermelon seed
تخم هندوانه
to be in seed
دانه آوردن، به تخم نشستن
seeded raisins
کشمش بیدانه
seed crop
محصول بذری
salted and roasted pumpkin seeds
تخمهی کدوی نمکزده و بوداده
ادبی منی، آب کمر
همچنین میتوان از semen استفاده کرد.
تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)
The viability of human seed is a significant factor in reproductive success, often influenced by environmental and lifestyle elements.
قابلیت حیات منی انسان یک عامل مهم در موفقیت تولیدمثل است که اغلب تحتتأثیر عوامل محیطی و سبک زندگی قرار میگیرد.
The doctor explained that healthy seed is crucial for conception.
دکتر توضیح داد که منی سالم برای بارداری مهم است.
They discussed the importance of male seed quality in fertility clinics.
آنها دربارهی اهمیت کیفیت منی مرد در کلینیکهای باروری بحث کردند.
ریشه، منشاء، سرآغاز، سرچشمه
This bill became the seed of reforms.
این لایحه سرچشمهی اصلاحات شد.
The industrial revolution, originating in Britain, served as the seed for widespread global economic and social transformation.
انقلاب صنعتی که از بریتانیا نشأت گرفت، منشاء تحولات گستردهی اقتصادی و اجتماعی جهانی بود.
Her innovative idea was the seed for the company's most successful product line.
ایدهی نوآورانهی او سرآغاز موفقترین خط تولید شرکت بود.
ورزش برتر (بازیکن یا تیم)
لیست کامل لغات دستهبندی شدهی ورزش
Analysis of historical data suggests that the seed often demonstrates a statistically significant advantage in major tennis championships.
تجزیهوتحلیل دادههای تاریخی نشان میدهد که بازیکن برتر اغلب یک مزیت آماری قابل توجه در مسابقات قهرمانی بزرگ تنیس از خود نشان میدهد.
The top seed in the tournament is expected to reach the final easily.
انتظار میرود که تیم برتر در این مسابقه بهراحتی به فینال برسد.
تخم ریختن، کاشتن، بذر افشاندن
We seed beets in the spring.
در بهار دانهی چغندر میکاریم.
Agricultural practices often involve careful consideration of soil type and climate before farmers seed their crops to ensure optimal yield.
شیوههای کشاورزی اغلب مستلزم بررسی دقیق نوع خاک و آبوهوا قبلاز اینکه کشاورزان محصولات خود را بکارند، برای اطمینان از عملکرد بهینه است.
The farmer decided to seed the entire field with wheat this year.
کشاورز تصمیم گرفت امسال کل مزرعه را گندم بکارد.
We need to seed the new lawn before the rainy season begins.
ما باید قبلاز شروع فصل بارانی، چمن جدید را بکاریم.
to scatter seeds
تخم افشاندن، دانه پاشیدن
to plant seeds
تخم کاشتن
to seed a plot with barley
در زمینی بذر جو افشاندن
جدا کردن، درآوردن (هسته یا دانه از میوه و سبزیجات)
همچنین میتوان از deseed استفاده کرد.
Prior to consumption, it is advisable to thoroughly wash and seed stone fruits to ensure optimal hygiene and palatability.
قبلاز مصرف توصیه میشود میوههای هستهدار را کاملاً شسته و هسته را جدا کنید تا از بهداشت و خوشخوراکی مناسب مطمئن شوید.
Could you help me seed these cherries for the pie?
میشود کمکم کنید که هستهی این گیلاسها را برای پای دربیاورم؟
دودمان، نسل، فرزند، سلاله، اولاد
Historical records often detail the succession of power through the king's legitimate seed, highlighting the importance of lineage in dynastic rule and political stability.
سوابق تاریخی اغلب جزئیات جانشینی قدرت را ازطریق فرزندان مشروع پادشاه شرح میدهند و اهمیت دودمان را در حکومتهای سلطنتی و ثبات سیاسی برجسته میکنند.
It is a parent's natural desire to see their seed thrive and succeed in life.
آرزوی طبیعی هر والد این است که اولادش را در زندگی موفق و شکوفا ببیند.
the fruits of his seed
تخموترکهی او، فرزندان او
1- (گیاه) تخم ریختن، دارای تخم رسیده شدن 2- رو به خرابی یا تباهی گذاشتن
گذشتهی ساده seed در زبان انگلیسی seeded است.
شکل سوم seed در زبان انگلیسی seeded است.
شکل جمع seed در زبان انگلیسی seeds است.
وجه وصفی حال seed در زبان انگلیسی seeding است.
سومشخص مفرد seed در زبان انگلیسی seeds است.
از آنجا که فستدیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاهها و دانشجویان استفاده میشود، برای رفرنس به این صفحه میتوانید از روشهای ارجاع زیر استفاده کنید.
شیوهی رفرنسدهی:
معنی لغت «seed» در فستدیکشنری. مشاهده در تاریخ ۳ مهر ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/seed