آیکن بنر

امکانات مترجم و هوش مصنوعی فعال و در دسترس هستند

امکانات مترجم و هوش مصنوعی فعال و در دسترس هستند

خرید اشتراک
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۲۱ اردیبهشت ۱۴۰۳

      Nucleus

      ˈnuːkliəs ˈnjuːkliəs

      شکل جمع:

      nuclei

      توضیحات:

      همچنین می‌توان از شکل جمع nucleuses به‌ جای nuclei استفاده کرد.

      معنی nucleus | جمله با nucleus

      noun countable

      فیزیک هسته‌ (اتم)

      The nucleus is the central part of an atom where most of the mass is located.

      هسته بخش مرکزی اتم است که بیشتر جرم در آن قرار دارد.

      Without a nucleus, an atom would not have a defined structure or identity.

      بدون هسته، یک اتم ساختار یا هویت مشخصی نخواهد داشت.

      noun countable

      زیست‌شناسی هسته‌ (سلول)

      link-banner

      لیست کامل لغات دسته‌بندی شده‌ی زیست‌شناسی

      مشاهده

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      فست دیکشنری در اینستاگرام

      The nucleus regulates the activities of the cell.

      هسته فعالیت‌های سلول را تنظیم می‌کند.

      The nucleus of the cell contains the genetic material.

      هسته‌ی سلول حاوی مواد ژنتیکی است.

      noun countable

      مرکز، کانون

      A five-man committee formed the nucleus of the party.

      یک کمیته‌ی پنج‌نفره کانون اصلی حزب را تشکیل می‌داد.

      The nucleus of the business was comprised of the founding partners.

      کانون تجارت متشکل از شرکای موسس بود.

      noun countable

      کانون صدا، مرکز صدا (بخشی که بلندتر و با تاکید بیشتر بیان می‌شود.)

      The singer's powerful voice was the nucleus of her performance.

      صدای قدرتمند این خواننده، کانون اصلی اجرای او بود.

      The music teacher taught the students about the nucleus of a chord.

      معلم موسیقی در مورد مرکز صدا یک آکورد را به دانش‌آموزان آموزش داد.

      پیشنهاد بهبود معانی

      انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد nucleus

      1. noun core; basis for something’s
        Synonyms:
        center focus heart core foundation basis principle kernel seed nub crux matter pivot germ beginning spark embryo hub bud
        Antonyms:
        outside exterior exteriority

      سوال‌های رایج nucleus

      شکل جمع nucleus چی میشه؟

      شکل جمع nucleus در زبان انگلیسی nuclei است.

      ارجاع به لغت nucleus

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «nucleus» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۱۵ خرداد ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/nucleus

      لغات نزدیک nucleus

      • - nucleosynthesis
      • - nucleotide
      • - nucleus
      • - nuclide
      • - nude
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه
      ما هم مثل شما، دنبال راه حل هستیم

      ما هم مثل شما، دنبال راه حل هستیم

      تفاوت till و until چیست؟

      تفاوت till و until چیست؟

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      hibernation high-grade hideout map heter- herding herbal tea hammer away at brake help out helminthology heartiness hear (something) on the grapevine havoc have to تجدید حیات مورب تکاپو کردن عیب ماهور داروخانه کوست یک میلیون بورانی پیدا پدیده براق بید انتها اساس
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.