آیکن بنر

لیست کامل اصطلاحات انگلیسی با معنی و مثال

اصطلاحات انگلیسی با معنی و مثال

مشاهده
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی‌ها و نمونه‌جمله‌ها
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • Collocations
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
    آخرین به‌روزرسانی: ۲۹ فروردین ۱۴۰۳

    Hub

    hʌb hʌb

    شکل جمع:

    hubs

    معنی hub | جمله با hub

    noun countable

    مرکز، قطب، کانون

    New York became the literary and artistic hub of America.

    نیویورک کانون ادبی و هنری آمریکا شد.

    Chicago is a railway hub.

    شیکاگو قطب خطوط راه‌آهن است.

    noun countable

    مکانیک توپی‌ (در وسط چرخ که اغلب بلبرینگ دارد و روی محور یا آسه می‌چرخد)

    تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

    جای تبلیغ شما در فست دیکشنری

    The bicycle wheel's hub was damaged in the accident.

    در این حادثه توپی‌چرخ دوچرخه آسیب دید.

    The hub of the wheel is designed to provide stability and support.

    توپی‌چرخ برای ایجاد ثبات و پشتیبانی طراحی شده است.

    noun countable

    کامپیوتر ناف، هاب (وسیله‌ای که چند دستگاه در یک شبکه را به‌ یکدیگر متصل می‌کند)

    link-banner

    لیست کامل لغات دسته‌بندی شده‌ی کامپیوتر

    مشاهده

    A faulty hub can cause disruptions in the network's performance.

    هاب معیوب می‌تواند باعث اختلال در عملکرد شبکه شود.

    The technician installed a new hub to enhance the internet connection.

    کارشناس فنی هاب جدیدی را برای بهبود اتصال به اینترنت نصب کرد.

    noun countable

    فرودگاه هاب (فرودگاه اصلی فعالیت یک شرکت هواپیمایی)

    The hub is the central point for various airlines to transfer passengers and cargo.

    فرودگاه هاب نقطه‌ی مرکزی خطوط هوایی مختلف برای جابجایی مسافران و بار است.

    The hub airport serves as a major transportation hub, connecting multiple cities and countries.

    فرودگاه هاب به‌عنوان یک مرکز حمل‌ونقل اصلی عمل می‌کند و چندین شهر و کشور را به‌هم متصل می‌کند.

    پیشنهاد بهبود معانی

    انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد hub

    1. noun center, focal point
      Synonyms:
      middle heart core focus pivot nerve center polestar seat
      Antonyms:
      outside exterior exteriority

    Collocations

    the hub

    شهر بوستون (امریکا)

    سوال‌های رایج hub

    شکل جمع hub چی میشه؟

    شکل جمع hub در زبان انگلیسی hubs است.

    ارجاع به لغت hub

    از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

    شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

    کپی

    معنی لغت «hub» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۱۷ دی ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/hub

    لغات نزدیک hub

    • - huascarán
    • - huastec
    • - hub
    • - hubba-hubba
    • - hubbard squash
    پیشنهاد بهبود معانی

    آخرین مطالب وبلاگ

    مشاهده‌ی همه
    تفاوت till و until چیست؟

    تفاوت till و until چیست؟

    لغات تنیس به انگلیسی

    لغات تنیس به انگلیسی

    لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

    لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

    لغات تصادفی

    اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

    possessed provide for your family puddle quite a bit quite a few rapport rather than real-life ranch concert complexion credibility cottage cheese disappear sinusoidal اهتزاز فاحش وقار موقر مزایده تکثیر منزه عایدی مغبون غنیمت چلاق چلغوز قاچ قرائت قرعه
    بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
    فست دیکشنری
    فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

    فست دیکشنری
    دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز
    مترجم‌ها
    ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
    ابزارها
    ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
    وبلاگ
    وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
    قوانین و ارتباط با ما
    پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
    فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
    فست دیکشنری در اینستاگرام
    فست دیکشنری در توییتر
    فست دیکشنری در تلگرام
    فست دیکشنری در یوتیوب
    فست دیکشنری در تیکتاک
    تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
    © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.