شکل جمع:
principlesاصل، قاعده، مبانی
لیست کامل لغات دستهبندی شدهی کاربردی فوق متوسط
The principle of a gasoline engine is internal combustion.
احتراق درونی اصل کار موتورهای بنزین سوز است.
The teacher explained the basic principles of mathematics.
معلم، اصول اساسی ریاضیات را توضیح داد.
the principle of cell division
قانون تقسیم سلولی
the principles of physics
اصول علم فیزیک
the basic principles of geometry
اصول بنیادین هندسه
قاعدهی اخلاقی، اصل اخلاقی، معیار اخلاقی
تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)
I am against war on principle.
من به واسطهی اصولی که به آن پایبند هستم، با جنگ مخالفم.
She has no principles.
او به هیچچیز پایبند نیست.
It is against my principles.
مخالف معتقدات اخلاقی من است.
the principle of free speech
اصل آزادی بیان
moral principles
اصول اخلاقی
the principles which my father believed in
اصولی که پدرم به آن معتقد بود
a man of principle
مردی درستکار
as a matter of principle
از نظر اخلاقی
اصولاً، ازنظر اصولی، از نظر اخلاقی، از نظر تئوری
بهخاطر اصول اخلاقی (یا عقیدتی)، بهخاطر اصول، از نظر اصولی
اصل اساسی / اصل پایه
شکل جمع principle در زبان انگلیسی principles است.
از آنجا که فستدیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاهها و دانشجویان استفاده میشود، برای رفرنس به این صفحه میتوانید از روشهای ارجاع زیر استفاده کنید.
شیوهی رفرنسدهی:
معنی لغت «principle» در فستدیکشنری. مشاهده در تاریخ ۷ اسفند ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/principle