شکل جمع:
veritiesصحت، درستی، راستی، صدق
The verity of his statement became clear after the documents were published.
صحت اظهارات او پساز انتشار اسناد روشن شد.
Journalists must verify sources to confirm the verity of a story.
خبرنگاران باید منابع را بررسی کنند تا درستی یک گزارش را تأیید کنند.
حقیقت، واقعیت
تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)
verities of the human heart
(فاکنر) حقایق قلب بشر
Philosophers have long debated the verity of moral principles.
فیلسوفان مدتها در مورد حقیقت اصول اخلاقی بحث کردهاند.
از آنجا که فستدیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاهها و دانشجویان استفاده میشود، برای رفرنس به این صفحه میتوانید از روشهای ارجاع زیر استفاده کنید.
شیوهی رفرنسدهی:
معنی لغت «verity» در فستدیکشنری. مشاهده در تاریخ ۲۸ تیر ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/verity