آیکن بنر

ایرانیان عزیز، متاسفانه به علت اختلالات اینترنت، برخی امکانات اختلال دارند.

ایرانیان عزیز، متاسفانه به علت اختلالات اینترنت، برخی امکانات اختلال دارند :(

:(
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۱۳ آذر ۱۴۰۲

      Postulate

      ˈpɑːstʃəleɪt ˈpɑːstʃələt ˈpɒstʃəleɪt ˈpɒstʃələt

      گذشته‌ی ساده:

      postulated

      شکل سوم:

      postulated

      سوم‌شخص مفرد:

      postulates

      وجه وصفی حال:

      postulating

      شکل جمع:

      postulates

      معنی postulate | جمله با postulate

      verb - intransitive verb - transitive formal

      بدیهی فرض کردن، مسلم فرض کردن، اصل قرار دادن، فرض کردن، پیش‌فرض قرار دادن، به عنوان اصل موضوع پذیرفتن، به عنوان فرض پذیرفتن

      Finding fresh leaves postulates the existence of plants in this region.

      یافتن برگ تازه وجود گیاه را در این ناحیه بدیهی می‌سازد.

      The philosopher postulates that happiness is the ultimate goal of human existence.

      فیلسوف فرض می‌کند که خوشبختی هدف نهایی وجود انسان است.

      noun countable formal

      اصل مفروض، فرض مسلم، فرض، (در جمع) مفروضات

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      فست دیکشنری در ایکس

      Einstein's theory of relativity is based on the postulate that the laws of physics are the same in all inertial frames of reference.

      نظریه‌ی نسبیت اینشتین بر این اصل مفروض استوار است که قوانین فیزیک در تمام چارچوب‌های مرجع یکسان هستند.

      The postulate that all humans are born with inherent rights forms the foundation of many legal systems.

      این فرض که همه‌ی انسان‌ها با حقوق ذاتی متولد می‌شوند شالوده‌ی بسیاری از نظام‌های حقوقی را تشکیل می‌دهد.

      verb - transitive formal

      درخواست کردن، تقاضا کردن

      The boss postulates that all employees arrive on time for the meeting.

      رئیس تقاضا کرد که همه‌ی کارمندان به‌موقع برای جلسه حاضر شوند.

      The coach postulated that all players give 100% effort during practice.

      مربی درخواست کرد که همه‌ی بازیکنان در طول تمرین ۱۰۰ درصد تلاش کنند.

      پیشنهاد بهبود معانی

      انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد postulate

      1. verb suppose, figure
        Synonyms:
        assume guess hypothesize speculate theorize posit predicate presuppose propose put forward advance affirm assert aver premise take for granted estimate
        Antonyms:
        calculate

      سوال‌های رایج postulate

      گذشته‌ی ساده postulate چی میشه؟

      گذشته‌ی ساده postulate در زبان انگلیسی postulated است.

      شکل سوم postulate چی میشه؟

      شکل سوم postulate در زبان انگلیسی postulated است.

      شکل جمع postulate چی میشه؟

      شکل جمع postulate در زبان انگلیسی postulates است.

      وجه وصفی حال postulate چی میشه؟

      وجه وصفی حال postulate در زبان انگلیسی postulating است.

      سوم‌شخص مفرد postulate چی میشه؟

      سوم‌شخص مفرد postulate در زبان انگلیسی postulates است.

      ارجاع به لغت postulate

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «postulate» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۷ اسفند ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/postulate

      لغات نزدیک postulate

      • - postulancy
      • - postulant
      • - postulate
      • - postulation
      • - postulator
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه
      تفاوت till و until چیست؟

      تفاوت till و until چیست؟

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

      لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      hand come out variant crook excess biological equalizer Americano equation Hispanic admissible algonquian allethrin amputator anti-tourism رفع خستگی کردن رنگارنگ رنگ‌کار روال جنت حافظه حر خستگی دل بستن دل کندن دوران نوزیستی ژرف‌کاو جناغ پیاده شدن ترحیمی
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.