با خرید اشتراک حرفه‌ای، می‌توانید پوشه‌ها و لغات ذخیره شده در بخش لغات من را در دیگر دستگاه‌های خود همگام‌سازی کنید

Take For Granted

teɪk fɔr ˈɡræn.tɪd teɪk fɔː ˈɡrɑːn.tɪd
آخرین به‌روزرسانی:
  • idiomatic phrase B2
    قدر ندانستن، بی‌اهمیت پنداشتن (کسی یا چیزی)
    • - Let's not take for granted the beauty of nature around us
    • - نباید قدر زیبایی طبیعت اطرافمان را ندانیم.
    • - We should never take for granted the hard work and dedication of our teachers.
    • - هرگز نباید تلاش و فداکاری معلمانمان را بی‌اهمیت بپنداریم.
  • idiomatic phrase
    مسلم دانستن، چیزی را بدون تردید و چون‌وچرا پذیرفتن
    • - I had taken it for granted that they'd get married.
    • - من این را مسلم فرض کرده بودم که آن‌ها ازدواج خواهند کرد.
    • - We should never take history for granted.
    • - هرگز نباید تاریخ را بدون تردید و چون‌‌وچرا بپذیریم.
پیشنهاد بهبود معانی

تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

ارجاع به لغت take for granted

از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

کپی

معنی لغت «take for granted» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۲۷ فروردین ۱۴۰۳، از https://fastdic.com/word/take-for-granted

لغات نزدیک take for granted

پیشنهاد بهبود معانی