Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • Collocations
    • Idioms
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۱۶ اسفند ۱۴۰۳

      Folk

      foʊk fəʊk

      توضیحات:

      در معنای اول در انگلیسی آمریکایی به‌جای folk از folks استفاده می‌شود.

      معنی folk | جمله با folk

      noun plural B2

      انگلیسی بریتانیایی مردم (به‌صورت گروه‌های خاص)

      link-banner

      لیست کامل لغات دسته‌بندی شده‌ی کاربردی فوق متوسط

      مشاهده

      The old folk shared stories of their youth around the fire.

      مردم سالخورده داستان‌های جوانی خود را دور آتش به اشتراک گذاشتند.

      It's important to listen to the concerns of local folk.

      مهم است که به نگرانی‌های مردم محلی گوش دهیم.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      The folk in this village are known for their hospitality.

      مردم این روستا به مهمان‌نوازی‌شان شناخته می‌شوند.

      the folk in this area

      مردم این ناحیه

      noun uncountable B1

      موسیقی سنتی، موسیقی محلی

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      خرید اشتراک فست دیکشنری

      The folk singer captivated the audience with her soulful voice and traditional melodies.

      خواننده‌ی موسیقی محلی با صدای احساسی و نغمه‌های سنتی، تماشاگران را مجذوب خود کرد.

      The annual folk festival attracts thousands of visitors from across the country.

      جشنواره سالانه‌ی موسیقی محلی هزاران بازدیدکننده از سراسر کشور را جذب می‌کند.

      adjective

      سنتی، محلی، بومی

      She wore a beautiful folk costume that represented her cultural heritage.

      او لباس سنتی زیبایی پوشیده بود که میراث فرهنگی او را نشان می‌داد.

      The folk tales of this region are full of mythical creatures and legends.

      داستان‌های بومی این منطقه پر از موجودات افسانه‌ای و اسطوره‌ها هستند.

      adjective B1

      مردمی، عامیانه

      Folk art often reflects the struggles and joys of life in rural communities.

      هنر مردمی اغلب مبارزات و شادی‌های زندگی در جوامع روستایی را منعکس می‌کند.

      The folk style of painting emphasizes simplicity and everyday life.

      سبک نقاشی عامیانه بر سادگی و زندگی روزمره تأکید دارد.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      folk art

      هنر مردمی

      folk songs

      سرودهای مردمی

      پیشنهاد بهبود معانی

      انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد folk

      1. noun a people
        Synonyms:
        tribe nation race community society body politic nationality population state group folk-music settlement culture group ethnic-group clan confederation ethnic music

      Collocations

      one's folks

      (عامیانه) قوم و خویش، خویشاوندان

      Idioms

      just (plain) folks

      (مردم) ساده و بی‌تکلف، بی‌شیله‌پیله، بی‌افاده

      ارجاع به لغت folk

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «folk» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۲۸ بهمن ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/folk

      لغات نزدیک folk

      • - folious
      • - folium
      • - folk
      • - folk dance
      • - folk etymology
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه
      تفاوت till و until چیست؟

      تفاوت till و until چیست؟

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

      لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      satirical sender September assault force sectional sheath knife seminar smite snapback repackage look threesome main either salsa انتظام انقلابی باشگاه برهمن بیهودگی آب دهان قورت دادن آخیش آدم آزاد آزادیخواه آسان آسیا آس و پاس آشفته آفت آفتاب‌پرست
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.