آیکن بنر

ایرانیان عزیز، متاسفانه به علت اختلالات اینترنت، برخی امکانات اختلال دارند.

ایرانیان عزیز، متاسفانه به علت اختلالات اینترنت، برخی امکانات اختلال دارند :(

:(
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۹ مهر ۱۴۰۴

      Career

      kəˈrɪr kəˈrɪə

      گذشته‌ی ساده:

      careered

      شکل سوم:

      careered

      سوم‌شخص مفرد:

      careers

      وجه وصفی حال:

      careering

      شکل جمع:

      careers

      معنی career | جمله با career

      noun countable B1

      پیشه، کار، شغل، حرفه، مسیر شغلی، روند کاری

      He changed careers from teaching to finance.

      او مسیر شغلی‌اش را از تدریس به امور مالی تغییر داد.

      Many young people are looking for a career with good advancement opportunities.

      بسیاری از جوانان به دنبال حرفه‌ای هستند که فرصت‌های پیشرفت خوبی داشته باشد.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      careers guidance

      راهنمایی شغلی

      choosing a career

      انتخاب شغل

      adjective

      حرفه‌ای، رسمی، کارمندی

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      فست دیکشنری در ایکس

      She is a career ambassador with decades of international experience.

      او سفیری حرفه‌ای با دهه‌ها تجربه‌ی بین‌المللی است.

      He worked as a career diplomat for over thirty years.

      او بیش‌از سی سال به‌عنوان دیپلمات حرفه‌ای کار کرد.

      adjective

      طولانی‌مدت، تمام‌وقت، حرفه‌ای

      He is a career artist who has devoted his life to painting.

      او هنرمندی حرفه‌ای است که زندگی‌اش را وقف نقاشی کرده است.

      Being a career soldier requires dedication and resilience.

      سرباز تمام‌وقت بودن نیازمند تعهد و استقامت است.

      verb - intransitive

      تند رفتن، به تاخت رفتن، مثل برق رفتن، با سرعت حرکت کردن، سرکش حرکت کردن، بی‌مهار حرکت کردن (معمولاً خودرو)

      The boat careered through the waves in the storm.

      قایق در طوفان با شتاب از میان موج‌ها عبور کرد.

      A motorcycle careered around the corner, almost losing balance.

      موتور سیکلتی با سرعت از پیچ گذشت و تقریباً تعادل خود را از دست داد.

      پیشنهاد بهبود معانی

      انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد career

      1. noun occupation
        Synonyms:
        work job employment profession occupation field vocation livelihood pursuit specialty calling thing number game course racket dodge lifework bag pilgrimage
        Antonyms:
        recreation entertainment amusement avocation
      1. noun course, path
        Synonyms:
        course path passage progress walk race procedure orbit pilgrimage

      سوال‌های رایج career

      شکل جمع career چی میشه؟

      شکل جمع career در زبان انگلیسی careers است.

      ارجاع به لغت career

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «career» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۳۰ بهمن ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/career

      لغات نزدیک career

      • - care of
      • - careen
      • - career
      • - career fair
      • - career lasts
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه
      تفاوت till و until چیست؟

      تفاوت till و until چیست؟

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

      لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      live up lmk long-range lots lounger lovey lubricant lucre IYKYK everybody exactly excellence excellent excitatory existing پیش‌بند پیوستن تکرار عالما عامدا عشره جک موتورسیکلت حرمت حیرت‌زده حقه زدن خدایا خصیصه کاخ دانمارکی دانه
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.