آیکن بنر

۵۰۴ واژه‌ی ضروری در لغات دسته‌بندی‌شده

۵۰۴ واژه‌ی ضروری در لغات دسته‌بندی‌شده

مشاهده
آخرین به‌روزرسانی:

Settings

ˈsɛtɪŋz ˈsɛtɪŋz

معنی settings | جمله با settings

noun plural

تنظیمات (در ابزار الکترونیکی)

تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

فست دیکشنری در ایکس

You need to reset the app from the settings to fix the problem.

برای رفع مشکل باید برنامه را از بخش تنظیمات ریست کنید.

The Wi-Fi password is saved in the network settings.

رمز عبور وای‌فای در تنظیمات شبکه ذخیره شده است.

پیشنهاد بهبود معانی

انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد settings

  1. noun the properties, backdrops, and other objects arranged for a dramatic presentation
    Synonyms:
    sets scenes sceneries
  1. noun the set of facts or circumstances that surround a situation or event
    Synonyms:
    circumstances backgrounds environments surroundings contexts locations scenes sites locales ambiences perspectives frameworks stages horizons shadows distances frames sceneries milieux shades decors
    Antonyms:
    fronts foregrounds foci
  1. noun the state of the environment in which a situation exists
    Synonyms:
    backgrounds scopes

ارجاع به لغت settings

از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

کپی

معنی لغت «settings» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۱۰ شهریور ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/settings

لغات نزدیک settings

پیشنهاد بهبود معانی