Settings

آخرین به‌روزرسانی:

معنی

noun plural
تنظیمات

تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

همگام سازی در فست دیکشنری
پیشنهاد بهبود معانی

مترادف و متضاد settings

  1. noun the properties, backdrops, and other objects arranged for a dramatic presentation
    Synonyms:
    sets scenes sceneries
  1. noun the set of facts or circumstances that surround a situation or event
    Synonyms:
    circumstances backgrounds environments surroundings contexts locations scenes sites locales ambiences perspectives frameworks stages horizons shadows distances frames sceneries milieux shades decors
    Antonyms:
    fronts foregrounds foci
  1. noun the state of the environment in which a situation exists
    Synonyms:
    backgrounds scopes

ارجاع به لغت settings

از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

کپی

معنی لغت «settings» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۱۵ فروردین ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/settings

لغات نزدیک settings

پیشنهاد بهبود معانی