آیکن بنر

لیست کامل اصطلاحات انگلیسی با معنی و مثال

اصطلاحات انگلیسی با معنی و مثال

مشاهده
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله‌ها
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
    آخرین به‌روزرسانی: ۲ آبان ۱۴۰۴

    Empathic

    ˌem.pəˈθet̬.ɪk ˌem.pəˈθet.ɪk

    معنی empathic | جمله با empathic

    adjective

    (همچنین empathetic هم می‌نویسند) همدلانه، همدل، عاطفی

    تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

    فست دیکشنری در ایکس

    a kind and empathic friend.

    دوست مهربان و همدل.

    Programmes training doctors to be empathic.

    برنامه‌هایی که به پزشکان آموزش می‌دهند تا عاطفی باشند.

    پیشنهاد بهبود معانی

    انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد empathic

    1. adjective cognizant of and comprehending the needs, feelings, problems, and views of others
      Synonyms:
      understanding sympathetic feeling empathetic

    سوال‌های رایج empathic

    معنی empathic به فارسی چی می‌شه؟

    کلمه‌ی «empathic» در زبان فارسی به «همدلانه» یا «دارای همدلی» ترجمه می‌شود.

    این واژه از ریشه‌ی «empathy» گرفته شده است و به ویژگی یا توانایی فردی اشاره دارد که می‌تواند احساسات، عواطف و دیدگاه‌های دیگران را درک کرده و با آن‌ها ارتباطی عمیق برقرار کند. انسان همدل قادر است خود را در موقعیت عاطفی دیگری قرار دهد و احساسات او را به شکلی واقعی تجربه کند، بدون آن‌که لزوماً همان شرایط را پشت سر گذاشته باشد.

    در روان‌شناسی، همدلی یکی از مؤلفه‌های مهم هوش هیجانی به شمار می‌آید. فردی که از ویژگی همدلی برخوردار است، می‌تواند با ظرافت و درک عاطفی بالا به احساسات دیگران پاسخ دهد و از این طریق روابط اجتماعی سالم‌تر و پویاتری بسازد. همدلی، به‌ویژه در تعاملات بین‌فردی، نقشی کلیدی در ایجاد اعتماد، کاهش تعارض و افزایش احساس تعلق دارد. پژوهش‌ها نشان داده‌اند که افراد همدل در محیط‌های کاری و خانوادگی، ارتباط مؤثرتری برقرار کرده و کمتر دچار سوءتفاهم‌های عاطفی می‌شوند.

    از منظر زبان‌شناسی و کاربردشناسی، واژه‌ی «empathic» گاهی به‌جای «empathetic» نیز به کار می‌رود، هرچند برخی زبان‌شناسان تفاوت‌هایی ظریف میان این دو قائل‌اند. «Empathic» بیشتر به حالت یا کیفیت همدلی اشاره دارد، در حالی‌که «empathetic» بر رفتار یا واکنش همدلانه تأکید می‌کند. در نوشتار علمی و درمانی، هر دو شکل پذیرفته شده‌اند، اما «empathetic» در زبان محاوره و نوشتار روزمره رایج‌تر است.

    در حوزه‌ی تربیت و آموزش، پرورش حس همدلی یکی از اهداف مهم رشد اجتماعی و عاطفی کودکان محسوب می‌شود. کودکانی که از سنین پایین در فضایی همدلانه پرورش می‌یابند، در آینده توانایی بیشتری برای درک تفاوت‌ها، پذیرش دیگران و حل تعارض‌ها به شیوه‌های انسانی و مؤثر دارند. این ویژگی به آن‌ها کمک می‌کند تا در نقش‌های رهبری، آموزش یا خدمات اجتماعی، تأثیرگذاری مثبت‌تری داشته باشند.

    از دیدگاه فلسفی و اخلاقی نیز، همدلی پلی است میان آگاهی فردی و آگاهی جمعی. فرد همدل نه تنها احساسات دیگران را می‌فهمد، بلکه از این درک برای رفتار مسئولانه‌تر در جامعه بهره می‌گیرد. همدلی نوعی آگاهی اخلاقی است که انسان را از خودمحوری به سوی درک مشترک از انسانیت سوق می‌دهد. در هنر، ادبیات و حتی طراحی، مفهوم همدلی نقش الهام‌بخشی دارد؛ چرا که خالق اثر می‌کوشد تجربه‌ی درونی دیگران را بازآفرینی کرده و پیوندی احساسی با مخاطب برقرار کند.

    ارجاع به لغت empathic

    از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

    شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

    کپی

    معنی لغت «empathic» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۱۷ دی ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/empathic

    لغات نزدیک empathic

    • - empath
    • - empathetic
    • - empathic
    • - empathize
    • - empathy
    پیشنهاد بهبود معانی

    آخرین مطالب وبلاگ

    مشاهده‌ی همه
    تفاوت till و until چیست؟

    تفاوت till و until چیست؟

    لغات تنیس به انگلیسی

    لغات تنیس به انگلیسی

    لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

    لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

    لغات تصادفی

    اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

    possessed provide for your family puddle quite a bit quite a few rapport rather than real-life ranch concert complexion credibility cottage cheese disappear sinusoidal اهتزاز فاحش وقار موقر مزایده تکثیر منزه عایدی مغبون غنیمت چلاق چلغوز قاچ قرائت قرعه
    بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
    فست دیکشنری
    فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

    فست دیکشنری
    دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز
    مترجم‌ها
    ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
    ابزارها
    ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
    وبلاگ
    وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
    قوانین و ارتباط با ما
    پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
    فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
    فست دیکشنری در اینستاگرام
    فست دیکشنری در توییتر
    فست دیکشنری در تلگرام
    فست دیکشنری در یوتیوب
    فست دیکشنری در تیکتاک
    تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
    © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.