آیکن بنر

ایرانیان عزیز، متاسفانه به علت اختلالات اینترنت، برخی امکانات اختلال دارند.

ایرانیان عزیز، متاسفانه به علت اختلالات اینترنت، برخی امکانات اختلال دارند :(

:(
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۲ آبان ۱۴۰۴

      Exfoliate

      eksˈfoʊlieɪt eksˈfəʊlieɪt

      گذشته‌ی ساده:

      exfoliated

      شکل سوم:

      exfoliated

      سوم‌شخص مفرد:

      exfoliates

      وجه وصفی حال:

      exfoliating

      معنی exfoliate | جمله با exfoliate

      verb - intransitive verb - transitive

      آرایش و پیرایش لایه‌برداری کردن، برداشته شدن لایه (پوست)

      I exfoliate my face every morning

      هر روز صبح صورتم را لایه‌برداری می‌کنم.

      Remember to exfoliate your face regularly to keep your skin looking fresh and healthy.

      به خاطر داشته باشید که پوست صورت خود را مرتباً لایه‌برداری کنید تا پوستی شاداب و سالم داشته باشید.

      verb - transitive

      انداختن، افتادن (پوست یا لایه یا پوسته و غیره)

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      فست دیکشنری در اینستاگرام

      The lizard can exfoliate its scales to reveal shiny new skin underneath.

      مارمولک می‌تواند پوسته‌های خود را بیندازد تا پوست جدید براق زیر آن نمایان شود.

      The snake will exfoliate its skin as it grows.

      مار پس از رشد، پوستش را می‌اندازد.

      verb - intransitive verb - transitive

      پوسته‌پوسته شدن، ورقه‌ورقه شدن، پوسته‌پوسته کردن، ورقه‌ورقه کردن

      As the tree continued to grow, its outer layer started to exfoliate.

      با ادامه‌ی رشد درخت، لایه‌ی بیرونی آن شروع به پوسته‌پوسته شدن کرد.

      Over time, the tree's bark will exfoliate.

      با گذشت زمان، پوست درخت پوسته‌پوسته می‌شود.

      پیشنهاد بهبود معانی

      انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد exfoliate

      1. verb peel
        Synonyms:
        shed flake off scale off doff desquamate

      سوال‌های رایج exfoliate

      گذشته‌ی ساده exfoliate چی میشه؟

      گذشته‌ی ساده exfoliate در زبان انگلیسی exfoliated است.

      شکل سوم exfoliate چی میشه؟

      شکل سوم exfoliate در زبان انگلیسی exfoliated است.

      وجه وصفی حال exfoliate چی میشه؟

      وجه وصفی حال exfoliate در زبان انگلیسی exfoliating است.

      سوم‌شخص مفرد exfoliate چی میشه؟

      سوم‌شخص مفرد exfoliate در زبان انگلیسی exfoliates است.

      ارجاع به لغت exfoliate

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «exfoliate» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۹ اسفند ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/exfoliate

      لغات نزدیک exfoliate

      • - exfiltration
      • - exfoliaion
      • - exfoliate
      • - exfoliation
      • - exhalant
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه
      تفاوت till و until چیست؟

      تفاوت till و until چیست؟

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

      لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      squishy hawkish dovish Northern Lights anesthetic turn away do up feat gild talisman whether greyhound standard deviation cartogram provide relief زمین مسابقه زمین‌بازی زمین خوردن زن ستیزانه زنبور عسل زنگ زنگوله زن‌ستیز زودگذر زیتون زیر پا گذاشتن زیرسیگاری زیرنویس زیر شاخه زیرنویس فیلم
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.