آیکن بنر

جام جهانی ۲۰۲۶ - زبان رسمی فوتبال رو یاد بگیر

جام جهانی ۲۰۲۶ - زبان رسمی فوتبال رو یاد بگیر

کوییز فوتبالی
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۱۰ مرداد ۱۴۰۳

      Inferior

      ɪnˈfɪriər ɪnˈfɪəriə

      شکل جمع:

      inferiors

      صفت تفضیلی:

      more inferior

      صفت عالی:

      most inferior

      معنی inferior | جمله با inferior

      adjective C1

      بی‌کیفیت، نامرغوب، پست، ضعیف، درجه دو، بنجل

      inferior furniture

      مبل بنجل

      inferior industrial products

      فرآورده‌های صنعتی نامرغوب

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      an inferior pupil

      شاگرد ضعیف

      adjective noun countable C2

      پایین‌رتبه، دون‌پایه، زیردست، فرمان‌بردار، مادون

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      نرم افزار اندروید فست دیکشنری

      He flatters his superiors but is cruel to his inferiors.

      او به مافوق‌های خود چاپلوسی می‌کند؛ ولی نسبت به زیردستانش ظالم است.

      Lieutenant is inferior to colonel.

      ستوان مادون سرهنگ است.

      adjective

      پزشکی کالبدشناسی (در یک عضو بدن قسمت) تحتانی، زیرین، پایین

      link-banner

      لیست کامل لغات دسته‌بندی شده‌ی پزشکی

      مشاهده

      the inferior muscle of the eye

      عضله‌ی زیرین چشم

      A closer look revealed a fracture on the inferior edge of the bone.

      یک نگاه دقیق‌تر، شکستگی در لبه‌ی تحتانی استخوان را نشان داد.

      adjective

      حقارت، کم‌ارزشی، پست

      to feel inferior

      احساس حقارت کردن

      He is socially inferior.

      او از نظر اجتماعی پست است.

      adjective

      پایین، زیرین

      inferior rock strata

      لایه‌های زیرین سنگی

      The inferior ranking of the restaurant

      رتبه‌ی پایین رستوران

      پیشنهاد بهبود معانی

      انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد inferior

      1. adjective less in rank, importance
        Synonyms:
        less lower minor secondary junior smaller under second lesser subordinate subsidiary bottom menial second-string entry-level back seat second-banana second-fiddle minus nether peon bottom-rung underneath subjacent
        Antonyms:
        better superior first-class first-rate best foremost extraordinary
      1. adjective poor, second-rate
        Synonyms:
        bad average ordinary common fair middling second-rate so-so mediocre imperfect lousy worse sad sorry base mean paltry shoddy tawdry second-class low-grade substandard low-rent two-bit good-for-nothing junk lemon wretched hack déclassé indifferent
      1. noun person of lesser rank, importance
        Synonyms:
        subordinate junior underling follower subject deputy adherent disciple auxiliary minion attendant hireling menial satellite hanger-on sycophant peon minor second banana subaltern
        Antonyms:
        superior

      سوال‌های رایج inferior

      شکل جمع inferior چی میشه؟

      شکل جمع inferior در زبان انگلیسی inferiors است.

      صفت تفضیلی inferior چی میشه؟

      صفت تفضیلی inferior در زبان انگلیسی more inferior است.

      صفت عالی inferior چی میشه؟

      صفت عالی inferior در زبان انگلیسی most inferior است.

      ارجاع به لغت inferior

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «inferior» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۲۰ خرداد ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/inferior

      لغات نزدیک inferior

      • - inferential
      • - inferentially
      • - inferior
      • - inferiority
      • - inferiority complex
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه
      ما هم مثل شما، دنبال راه حل هستیم

      ما هم مثل شما، دنبال راه حل هستیم

      تفاوت till و until چیست؟

      تفاوت till و until چیست؟

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      pyracantha Urania homologate hairdresser menagerie effigy Persephone halloween shaft ant draw independent real fata morgana price واحد واسع وصل نشده وضعیت وقایع وقت بازی ویتامین ویلا پانتومیم پاکت پر شدن پرتنش پرمصرف پرواز پسرفت کردن
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.