ترجمه و بهبود متون فارسی و انگلیسی با استفاده از هوش مصنوعی (AI)

Cross Over

ˈkrɒsˈoʊvə krɒsˈəʊvə
آخرین به‌روزرسانی:

معنی‌ها و نمونه‌جمله‌ها

  • phrasal verb
    پا گذاشتن به جایی یا چیزی، از حوزه‌ای به حوزه‌ی دیگر رفتن
    • - The artist decided to cross over from painting to sculpture to explore new dimensions of creativity.
    • - این هنرمند تصمیم گرفت از نقاشی به مجسمه‌سازی برود تا ابعاد جدیدی از خلاقیت را کشف کند.
    • - After years of playing classical music, she decided to cross over to jazz to broaden her musical horizons.
    • - پس‌از سال‌ها نواختن موسیقی کلاسیک، او تصمیم گرفت برای گسترش افق‌های موسیقی‌اش به جاز پا بگذارد.
  • noun phrase
    به محبوبیت رسیدن، به موفقیت رسیدن
    • - The fashion designer's innovative style effortlessly crossed over from high-end couture to streetwear fashion.
    • - سبک نوآورانه‌ی این طراح مد به‌راحتی از مد لباس‌های سطح بالا به مد لباس‌های خیابانی به محبوبیت رسید.
    • - The restaurant's fusion cuisine crossed over to attract food enthusiasts from diverse backgrounds.
    • - غذاهای تلفیقی این رستوران به موفقیت رسید تا علاقه‌مندان به غذا را با پیشینه‌های مختلف جذب کند.
  • phrasal verb
    تحت‌تأثیر قرار دادن
    • - As the virus mutated, scientists worried it might cross over to other species.
    • - ازآنجایی‌که ویروس جهش یافت، دانشمندان نگران بودند که این ویروس گونه‌های دیگر را تحت‌تاثیر قرار دهد.
    • - With globalization, cultural trends easily cross over from one continent to another.
    • - با جهان‌گستری، گرایشات فرهنگی به‌راحتی از قاره‌ای به قاره‌ی دیگر را تحت‌تاثیر قرار می‌دهند.
پیشنهاد بهبود معانی

ارجاع به لغت cross over

از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

کپی

معنی لغت «cross over» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۳ مرداد ۱۴۰۳، از https://fastdic.com/word/cross-over

لغات نزدیک cross over

پیشنهاد بهبود معانی