آیکن بنر

فلش‌کارت به نرم‌افزارهای فست‌دیکشنری اضافه شد

فلش‌کارت به نرم‌افزارهای فست‌دیکشنری اضافه شد

به‌روزرسانی کنید
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
امکانات و اشتراک‌ها
ورود یا ثبت‌نام دیکشنری مترجم لغات من وبلاگ
دیکشنری مترجم لغات من
ابزارها
آخرین مطالب آموزشی مشاهده‌ی همه
۱۰ کلمه انگلیسی که از فارسی گرفته شده اند آموزش گسترش متن / چگونه یک متن را گسترش دهیم؟ چگونه متن انگلیسی را پارافریز کنیم؟
ابزارهای هوش مصنوعی
بهبود گرامر بازنویسی توسعه خلاصه تغییر لحن تبدیل آدرس تصحیح رایتینگ آیلتس تست تعیین سطح لغت
مترجم زبان‌های دیگر
  • EN مترجم انگلیسی ترجمه‌ی انگلیسی به فارسی و برعکس
  • DE مترجم آلمانی ترجمه‌ی آلمانی به فارسی و برعکس
  • FR مترجم فرانسوی ترجمه‌ی فرانسوی به فارسی و برعکس
  • ES مترجم اسپانیایی ترجمه‌ی اسپانیایی به فارسی و برعکس
  • IT مترجم ایتالیایی ترجمه‌ی ایتالیایی به فارسی و برعکس
  • TR مترجم ترکی ترجمه‌ی ترکی به فارسی و برعکس
  • AR مترجم عربی ترجمه‌ی عربی به فارسی و برعکس
  • RU مترجم روسی ترجمه‌ی روسی به فارسی و برعکس
تبدیل عدد به حروف

برای تبدیل عدد به حروف، عدد خود را در بخش دیکشنری بنویسید.

رفتن به دیکشنری
نرم‌افزارها
  • نرم‌افزار اندروید
  • نرم‌افزار آی‌او‌اس
  • اکستنشن مرورگرها
تنظیمات
ورود یا ثبت‌نام وارد شوید یا رایگان ثبت‌نام کنید و از امکانات کامل، از جمله مترجم متن استفاده کنید. خرید اشتراک
  • نرم‌افزار اندروید
  • نرم‌افزار آی‌او‌اس
  • اکستنشن مرورگرها
  • وبلاگ
پشتیبانی
  • پشتیبانی از طریق ایمیل
  • فست‌دیکشنری در اینستاگرام
  • فست‌دیکشنری در اکس
    • معنی و نمونه‌جمله
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۲۷ مهر ۱۴۰۵

      Stint

      stɪnt stɪnt

      گذشته‌ی ساده:

      stinted

      شکل سوم:

      stinted

      سوم‌شخص مفرد:

      stints

      وجه وصفی حال:

      stinting

      شکل جمع:

      stints

      معنی stint | جمله با stint

      noun countable B2

      دوره‌ی کاری، مدت خدمت

      خلاصه کردن با هوش مصنوعی ابزار فست‌دیکشنری · متن بلند رو در چند خط خلاصه کن
      امتحان کن

      She completed a short stint at the local bakery.

      او دوره‌ی کوتاهی را در نانوایی محلی گذراند.

      Many graduates undertake a professional stint abroad.

      بسیاری از فارغ‌التحصیلان یک دوره‌ی کاری حرفه‌ای در خارج از کشور را تجربه می‌کنند.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      a two-year stint as a newspaper reporter

      خدمت دو‌ساله به‌عنوان گزارشگر روزنامه

      He performed his stint satisfactorily.

      دوره‌ی کاری محوله‌ی خودش را خوب انجام داد.

      verb - intransitive verb - transitive C1

      محدود کردن، صرفه‌جویی کردن، مضایقه کردن، کم دادن، به قناعت واداشتن، محدود کردن

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      ‫بهبود گرامر با هوش مصنوعی‬

      They will have to stint themselves for months to buy a bicycle.

      برای خریدن یک دوچرخه مجبور خواهند بود ماه‌ها صرفه‌جویی کنند.

      Governments must not stint on essential public services.

      دولت‌ها نباید در خدمات عمومی ضروری مضایقه کنند.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      Organizations should not stint on employee training.

      سازمان‌ها نباید در آموزش کارکنان صرفه‌جویی کنند.

      noun countable uncountable C2

      ‫محدودیت، کاستی‬، مضایقه، دریغ

      Such research demands no stint in resource allocation.

      چنین پژوهشی مستلزم عدم محدودیت در تخصیص منابع است.

      America helped her allies without stint.

      آمریکا بدون مضایقه به متحدان خود کمک کرد.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      without stint

      بی‌مضایقه

      پیشنهاد بهبود معانی

      انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد stint

      1. noun period of responsibility
        Synonyms:
        duty work job task assignment turn time spell shift share quota bit stretch tour term chore participation consignment
      1. verb economize; hold back
        Synonyms:
        save limit define confine restrain economize hold back spare cut corners be sparing tighten belt go easy on be frugal make ends meet pinch skimp on scrimp penny-pinch be stingy roll back withhold begrudge grudge stash squirrel sock away save for rainy day scrape be parsimonious
        Antonyms:
        spend

      سوال‌های رایج stint

      معنی stint به فارسی چی می‌شه؟

      کلمه‌ی stint در زبان فارسی به «مدت زمان محدود»، «دوره‌ی خدمت»، «بازه زمانی مشخص» یا «محدود کردن» ترجمه می‌شود.

      واژه‌ی stint هم به عنوان اسم و هم به عنوان فعل در زبان انگلیسی کاربرد دارد و معانی متفاوتی بسته به زمینه دارد. به طور کلی، stint به بازه زمانی مشخص و محدود اشاره می‌کند که فرد یا گروهی در یک موقعیت، شغل، مسئولیت یا فعالیت خاص مشغول به کار یا فعالیت بوده‌اند.

      به عنوان اسم، stint معمولاً برای اشاره به مدت زمانی به کار می‌رود که یک نفر در یک شغل یا وظیفه مشخص فعالیت کرده است. مثلاً گفته می‌شود: «He did a two-year stint in the army» یعنی «او دو سال در ارتش خدمت کرد». این کاربرد در گزارش‌ها، بیوگرافی‌ها و گفتگوهای رسمی و غیررسمی بسیار رایج است.

      از سوی دیگر، stint به عنوان فعل به معنای محدود کردن یا کم گذاشتن در میزان یا مقدار چیزی به کار می‌رود. به عنوان مثال، عبارت «Don’t stint on the seasoning» یعنی «در استفاده از چاشنی صرفه‌جویی نکن» که نشان‌دهنده توصیه به عدم محدود کردن چیزی است.

      در متون ادبی و روزمره، stint به عنوان نمادی از محدودیت، تعادل یا کنترل به کار می‌رود. استفاده از این کلمه به فرد امکان می‌دهد که به طور خلاصه و گویا درباره دوره‌های کوتاه‌مدت فعالیت یا کمبود منابع صحبت کند.

      در زمینه‌های مختلفی مانند شغل، خدمت نظامی، تحصیل یا سفر، stint به بیان دوره‌های مشخص و قابل اندازه‌گیری می‌پردازد که تجربه یا خدمت فرد را توصیف می‌کند. این بازه‌ها معمولاً به عنوان بخش‌هایی از کل مسیر زندگی یا حرفه فرد شناخته می‌شوند.

      stint به عنوان واژه‌ای چندمنظوره، اهمیت زیادی در انتقال مفهوم محدودیت زمانی یا مقداری دارد و در زبان انگلیسی کاربردی متنوع و غنی پیدا کرده است. دانستن و به کار بردن صحیح آن می‌تواند به بیان دقیق‌تر و شیواتر کمک کند و درک مطلب را برای مخاطبان آسان‌تر سازد.

      ارجاع به لغت stint

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «stint» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۱۳ آبان ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/stint

      لغات نزدیک stint

      • - stinkweed
      • - stinkwood
      • - stint
      • - stipe
      • - stipel
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه

      ۱۰ کلمه انگلیسی که از فارسی گرفته شده اند

      آموزش گسترش متن / چگونه یک متن را گسترش دهیم؟

      چگونه متن انگلیسی را پارافریز کنیم؟

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      cardi- by aut- ante fore Greco grogram az levo bullet point mal puberty gripple gaming table fox squirrel ماراسکینو مخل مانع‌آفرین ترفند حیله مانیل مایه‌ی رسوایی منوط منوط بودن منوط کردن گی‌لیک ادغام اجتناب‌ناپذیری اجتناب‌ناپذیرانه استرداد
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت اکستنشن مرورگرها خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز تست سطح زبان انگلیسی
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس ابزار تصحیح رایتینگ آیلتس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.